جامه ، پس مبروص شد در آخر سن و مرد به آن حال . پس چگونه شاهد مىآورند روايت كافرى را ؟
پس معتزله گفتند كه باطل كرد اين كلام را اين شيخ و نگردانيد حجت در اين روايت انس را بلكه گردانيد اجماع را حجت پس آنچه كه تو ايراد كردى هذيان است و گذشت ابطال آن .
سائل گفت : بلى قبول كرديم صحت خبر را ، ليكن به چه چيز انكار مىكنى قول كسى را كه بگويد اين مذهب افاده نمىكند آنچه را كه تو دعوى كردى يعنى فضل امير المؤمنين عليه السّلام بر جماعت . از اينكه معنى حديث اين نيست : خدايا بياور پيش من كسى را كه بيش از همه خلق دوست مىدارى كه بخورد مرغ را ، يعنى كسى را كه دوستترين خلق باشد في نفسه به سبب بسيارى اعمال و ثواب او زيرا جايز است كه خداى تعالى دوست دارد كه بخورد مرغ را با نبى او كسى كه غير او افضل از او باشد و بوده باشد به آن كس دوستتر در اين كار به سبب مصلحتى .
شيخ - ايّده اللَّه - فرمود : اين اعتراضى كه كردى باطل است از براى آنكه دوستى خداى تعالى ميل و خواهش طبيعت نيست . بلكه آن ثواب است ، چنان كه دشمنى و غضب او عناد نيست بلكه عقاب است . و بنا بر اين ، معنى ندارد قول كسى كه گمان كند كه دوستترين خلق پيش خدا كه بخورد مرغ با رسول صلّى اللَّه عليه و آله متوجه است به دوستى در خوردن و مبالغه در آن به سبب لفظ « حبّ » كه دلالت مىكند بر زيادتى در دوستى و مبالغه در آن .
از براى آنكه اگر چنين باشد بيرون مىرود لفظ از معنى كه ذكر كرديم يعنى ثواب به سوى ميل طبيعت و اين محال است در صفت خداى تعالى .
و جواب ديگر نيز مىتوان گفت و آن اين است كه ظاهر كلام دلالت مىكند بر آنچه ما ذكر كرديم نه آنچه معارضه كردى كه اگر محبت غير معنى ثواب باشد دليل ما تمام نمىشود چنانچه مذكور شد ؛ زيرا آن حضرت فرموده است كه :
« خدايا بياور دوستترين خلقت را پيش تو كه بخورد با من اين مرغ را » و قول
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢١٠