فصل 46 [ حضرت داود و همسر اوريا ]
سؤال كردند از شيخ - ادام اللَّه عزّه - از معصيت داود عليه السّلام كه چه چيز بود ؟ آن شيخ فرمود در اين دو جواب است .
يكى آنكه چون خداى تعالى گردانيد او را خليفهء خود در زمين به گفتهء خود :
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ
« 1 » ؛ يعنى اى داود به درستى كه ما گردانيديم تو را خليفه در زمين ، پس حكم كن ميان مردم به حق .
اراده كرد كه تهذيب و تأديب او كند به امرى كه مىدانست كه نمىداند آن را ، پس كرد اين را به واسطهء ملائكه نه آدميان . نازل كرد براو دو فرشته را به صورت دو آدم ، پس گفتند به او :
خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
« 2 » ؛ يعنى ما دو كسايم خصم يك ديگر ، ظلم كرده است بعضى از ما بر بعضى ديگر ، پس حكم كن تو ميان ما به حق و جور مكن در حكومت و هدايت كن ما را به راه راست . ( پس يكى اشاره كرد به ديگرى و گفت : ) اين برادر من است و او نود و نه ميش دارد ( و ممكن است كنايه از زن باشد ) و من يك ميش ، پس او گفت كه اين را هم به من بده و غلبه كرد بر من .
داود عليه السّلام گفت به مدّعى به طريق حكم بر مدّعى عليه بىآنكه سؤال كند از او از صحت دعواى مدعى :
هامش
( 1 ) سوره صاد ، آيه 26 .
( 2 ) سوره صاد ، آيه 22 - 23 .