امير المؤمنين عليه السّلام در « يوم الدّار » .
( روز محاصرهء عثمان ) .
و نمىگردانيد آن را شاهد بر اينكه او افضل است از جماعت . زيرا اگر نبود امر چنان كه ما وصف كرديم و بود احتمال آنچه گمان مخالفان از اينكه سؤال كرده است از خداى تعالى كه بياورد دوستترين خلقش را در خوردن مرغ با او ، هر آينه ايمن نبود امير المؤمنين عليه السّلام از اينكه دست آويزد به آن بعضى از خصوم وى در آن حال ، يا اينكه مشتبه شود اين بر انسانى .
پس آن حضرت حجت آورده است به آن بر قوم و اعتماد كرده است به آن در برهان .
دلالت مىكند بر اينكه مفهوم كلام نيست مگر بر فضيلت آن حضرت و اينكه جماعت جواب نگفتهاند از اين و قبول كردهاند آنچه را كه حضرت دعوى كرد دليل است نيز بر صحت آنچه ما ذكر كرديم .
و اين جواب بعينه باطل مىكند قول كسى را كه گمان كند جايز است با وجود اينكه نبى صلّى اللَّه عليه و آله گفته باشد در شأن امير المؤمنين عليه السّلام چيزى كه اقتضا كند فضيلت او را پيش خداى تعالى بر جميع صحابه اينكه يافت شود كسى افضل باشد از او و بعد از او از براى آنكه اگر جايز بود اين هر آينه عدول نمىكردند قوم از اعتماد بر اين و مىگردانيدند اين را شبهه براى منع كردن آن حضرت از آنچه دعوى مىكرد از جزم به نقصان ايشان در فضيلتى از فضائل او .
پس عدول نكردن قوم از اين ، دليل است بر اينكه اين قول به سبب اطلاقى كه دارد افاده مىكند فضيلت او را بر جميع و منع مىكند از اينكه برسد احدى به مرتبهء وى در ثواب به سبب چيزى از اعمال ، و آنچه گفتيم ظاهر است براى كسى كه فكر كند در آن .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢١٥