شتر از من است ، آيا حاضر بودى وقتى كه خريدم آن را ؟
خزيمه گفت : حاضر نبودم و ليكن دانستم كه اين از تو است چون مىدانستم كه تو رسولى از جانب خدا و دروغ نمىگوئى .
پس كافى دانست نبى صلّى اللَّه عليه و آله شهادت او را عوض شهادت دو مرد و حكم كرد به قول او . « 1 » پس اگر نبود اينكه عصمت دليل صدق است و غنى مىسازد از شهادت . هر آينه حكم نمىكرد نبى صلّى اللَّه عليه و آله به قول خزيمة و تصويب نمىكرد او را در شهادت بر چيزى كه نديده بود آن را و حاضر نبود در آن واقعه ، و ليكن دليل مىگفت بر آن به نبوت و صدق آن حضرت از جانب خداى تعالى در آنچه رسانيده به خلق او .
و هر گاه واجب باشد قبول قول فاطمه عليها السّلام به دلائل صدق او و مستغنى باشد از شهود براى وى ، ثابت مىشود كسى كه منع كرده است او را از حق وى و واجب ساخته است براو كه شاهد بياورد بر صحت قول وى ، جور كرده است در حكم و ظلم كرده است در فعل و آزار كرده است خدا و رسول را به سبب آزار كردن حضرت فاطمه عليها السّلام . و به تحقيق خداى تعالى فرموده است :
إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً
« 2 » ؛ يعنى به درستى كه آن جماعتى كه آزار مىكنند خدا و رسول او را لعنت كرده است خداى تعالى ايشان را در دنيا و آخرت و مهيا كرده است براى ايشان عذابى اهانت رساننده . . .
هامش
( 1 ) . « الاصابه » 1 / 425 .
( 2 ) سوره احزاب ، آيه 57 .