فصل 41 [ حديث جعلى در باره عمر ]
شيخ - ادام اللَّه عزّه - فرمود سؤال كردند از هشام بن حكم رحمه اللَّه از آن چيزى كه روايت كردهاند عامه ، يعنى اينكه عمر وفات كرد و خوابانيدند او را و چيزى بر روى او پوشيدند داخل شد امير المؤمنين عليه السّلام و فرمود :
« لوددت أن القى اللَّه بصحيفة هذا المسجّى . »
؛ يعنى دوست مىدارم كه ملاقات كنم خداى تعالى را به صحيفهء اين مرد پوشيده . و در حديث ديگر آمده كه فرمود :
« إنّى لارجو ان القى اللَّه بصحيفة هذا المسجّى . »
« 1 » اميدوارم كه ملاقات كنم خداى تعالى را به صحيفهء اين پوشيده .
هشام فرمود كه حديث ثابت نيست و سند او معروف نه ، بلكه دروغ بستهاند اين را قصهخوانان و جمعى كه در راهها مىنشينند و حكايت مىكنند و بر تقديرى كه ثابت باشد معنى آن ظاهر است .
از براى اينكه عمر توطئه كرده بود با ابو بكر و مغيره و سالم مولاى ابو حذيفه و ابو عبيده كه بنويسند صحيفهء ميان خود و اجتماع كنند در آن بر اينكه هر گاه فوت شود نبى صلّى اللَّه عليه و آله ميراث ندهند به احدى از اهل بيت او و ولىّ نكنند ايشان را مقام آن حضرت بعد از او .
و اين صحيفه را عمر داشت از براى آنكه او عماد و پناه اين قوم بود . پس صحيفهاى كه دوست مىداشت امير المؤمنين عليه السّلام اميد داشت كه ملاقات كند خداى تعالى را با آن اين صحيفه بود ، تا اينكه خصومت كند با عمر به آن و حجت بياورد براو به مضمون آن .
هامش
( 1 ) « الصّواعق المحرقة ابن حجر مكّى » ص 99 .