دعوى مىكنند از غلبهء گمان و كسى كه برود به تكذيب جميع فقها قبيح است بحث با او .
شيخ مىفرمايد من به او گفتم : جميع فقها نرفتهاند به مذهب تو در اعتماد بر غلبهء ظن در معانى و علل ، بلكه اكثر ايشان گمان دارند كه به اينها مىرسند از روى استدلال و نظر و فكر .
پس نيست كلام ما رد بر اين جماعت بلكه همين رد بر تو و اصحاب توست و بس . اگر تو به اضطراب و لرزه مىآئى از اين عين مطلب است و مناظره نكرديم با تو مگر براى اين و مخالفت نكرديم براى غير اين .
با آنكه دليل هر گاه تكذيب جماعت كند هيچ گناهى نيست برما در اين و نه ذمّى بلكه ذمّ براى ايشان است ، چون گرديدند به آن چيزى كه دلالت مىكند دليل بر بطلان آن و شهادت مىدهد بر فساد آن .
و نيست قول من به اينكه شما اى طايفهء متفقه دعوى مىكنيد غلبهء گمان و اين باطل است .
عجبتر از قول تو و فرقهء تو اشاعرهاند كه مىگويند شيعه و معتزله و اكثر مرجئه و جمهور يعنى اكثر خوارج در آن چيزى دعوى كردهاند علم به آن از مذهب ايشان در توحيد و عدل خداى تعالى مبطل و كاذب و مغرورند . و ايشان در دعوى علم ، به اين جاهلند .
پس چه شناعت لازم مىآيد در آنچه وصف كردم به آن أصحاب تو را از اينكه به غلط رفتهاند در قول به غلبهء گمان با وجود دليلى كه كاشف از غلط ايشان پس ديگر جوابى نگفت .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٨٦