به گمان تو عبادت به غلبه گمان است . پس ناچار است كه بگرداند از براى غلبهء گمان سبب و علتى و گر نه حاصل نمىشود غلبه گمان و نخواهد بود براى غلبه آن طريقى .
( باز شيخ اشاره به بحث ديگر كرده و تفصيل اين كلام نيز داده و فرموده است ) قبول نداريم كه جايز است عبادت به غلبه گمان در شعريست شايد علم بايد و بر تقديرى كه قبول كنيم مىگوئيم چه چيز است دليلى كه باعث اين مىشود كه چيزى غالب شود در گمان تو ، و كدام است سببى كه موجب آن است كه بنمائى به ما آن را . به درستى كه طلب مىكنيم اين را از تو چنان كه طلب كرديم از اين مرد طريق استخراج علامت و علت سمعى را به آن طريق كه وصف كرد .
پس اگر بكنى براى ما اين را جايز است براى تو مذهب تو و گر نه باطل مىشود آنچه اعتماد كردهاى بر آن .
جواب گفت : سببهائى كه باعث غلبه گمان مىشود معلوم است و آن مثل اين است كه مردى غالب شود در گمانش اگر برود به اين راه نجات مىيابد و اگر برود به آن راه ديگر هلاك مىشود . و اگر تجارت كند در فلان قسم متاع نفع مىكند .
و اگر تجارت كند در غير آن نقصان مىكشد . و اگر سوار شود كه به مزرعه خود رود آسمان ابر داشته باشد باران براو مىبارد و اگر سوار شود و آسمان صاف باشد سالم مىرود . و اگر بخورد اين دوا را نفع مىدهد و اگر عدول كند به غير آن ضرر به او مىرسد . و همچنين هر چه شبيه اينها باشد .
و كسى كه مخالفت كند با من در اسباب غلبهء گمان ، قبيح و فاسد است كلام با او .
شيخ مىفرمايد من به او گفتم : آنچه ايراد كردى تو آن را هيچ نسبتى نيست ميان آن و ميان شريعت و احكام شرع ؛ از براى آنكه تو گفتى نيست چيزى از آنها مگر اينكه خلق را در آن عادتى است و به آن علم و معرفتى و غالب مىشود گمان ايشان بر حسب عاداتى كه دارند و علامات آن ظاهر است براى ايشان و شريكاند جميع عقلا در اكثر آن و آنچه در آن اختلاف كردهاند به سبب اختلاف عادات ايشان است و بس .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٨٤