؛ يعنى ساخته مىشود كار وقتى بنى تيم غايباند و احتياج به ايشان نيست و كسى رخصت نمىگيرد از ايشان وقتى كه حاضر باشند .
و انّك لو رأيت عبيد تيم * و تيما ، قلت ايّهما العبيد « 1 »
اگر تو ببينى غلامان تيم را و تيم را فرق نمىكنى ميان ايشان و نمىگوئى كدام بنده است و كدام صاحب .
پس ذكر كرده است شاعر كسى كه ببيند ايشان را فرق نمىكند ميان بندگان ايشان و صاحبانشان به سبب استتار قدر آنان .
[ مناظره شيخ مفيد با أبو العباس هبة الله ] - [ اشعار عمير بن اهلب در جنگ جمل ]
چون آن شيخ اين را گفت ، معارضه و منازعه كرد با او ابو العباس بن هبة اللَّه منجم و بر سبيل استهزاء گفت : يا شيخ ! چه چيز عارف كرده است تو را به اشعار عرب ، آيا اين شعر در باب تيم بن مره است يا تيم الرباب ؟ ( يعنى البته آخرى است ) .
و مىخنديد به آن شيخ و تمسخر مىكرد و مىگفت : لايق تو اين است كه جمع كنى ديوانهاى عرب را از براى آنكه ربط تو به آنها خوب است .
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد من گفتم به ابو العباس كه گردانيدهاى تو اين تمسخر را شيوه و سرمايه خود ، و اگر انصاف بدهى در گفتگو هر آينه انصاف مىدهى در احتجاج و اقرار مىكنى به صحت حجت ما .
پس اگر گفتگو كنيم ما با تو در اثبات اينكه اين شعر در باب بنى تيم بن مرة است رجوع خواهد شد برهان در اين به مردم عارف و كتابهائى كه تصنيف شده است بر طرف مىشود مجلس و مىگذرد وقت .
و ليكن حاكم ميان ما و تو كتابهاى تاريخ است و هر كس اطلاع دارد بر قصه جمل و جنگ بصره .
پس آيا شكى است در شعر عمير بن اهلب ضبّى كه نثار مىكرد جان خود را در
هامش
( 1 ) اين شعر از « جرير » است : « ديوان جرير » ص 126 به جاى « و لا يستأذنون » ، « و لا يستأمرون » و به جاى « رأيت » ، « لقيت » و به جاى « أيّهما » ، « أيّهم » آمده است .