تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
و تو اى ابو القاسم اگر چه اعجمى الاصل و المولدى « 1 » ليكن عربى زبان و صحيح الحسّى و خوب نيست بر اين دليل اعتماد كنى و حال آنكه ظاهرا آيه همين در كفّار است و بس ، و اين بر انباط پوشيده نيست . ( انباط يعنى جمعى از اعراب كه در ميان رودخانه‌ها مىنشينند و به معقولات ربط ندارند چه جاى غير انباط كه به زبان عرب عارفند ) زيرا كه خداى تعالى حكايت مىكند از فرقهء معينى كه قصد مىكنند معبوداتى را كه غير از خداى تعالى داشته و به ايشان خطاب مىكنند و مىگويند :
إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
« 2 » ؛ يعنى وقتى كه شما را با پروردگار عالميان برابر مىكرديم . پس اعتراف كردند به اينكه به خداى عز و جلّ كفر آوردند ؛ باز مىگويند :
وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ
« 3 » ؛ يعنى گمراه نكرده‌اند ما را مگر گنهكاران . و پيش از اين كلام قسم مىخورند و مىگفتند و اللَّه ما در ضلالى ظاهر و باهر بوديم . پس تو اى ابو القاسم ، آيا مىشناسى كسى را از خصوم خود در ارجاء و شفاعت كه قائل باشد به جواز شفاعت براى عبادت‌كنندگان بت كه شرك آوردند به خدا و كفر به رسولان وى تا اينكه پسنديده‌اى استدلال شيخت يعنى خيّاط را به اين آيه ؛ چنان كه پسنديده‌اى استدلال او را به ردّ مذهب مشبّهه و مجبّره و كسى كه برود به مذهب ايشان از عامه ؟ ! پس اگر علم به اين دعوى كنى ( يعنى كسى كه به شفاعت براى كفار قائل شده ) هر آينه تجاهل مىكنى ( و خود را عمدا در جهل و دروغ مىاندازى )
هامش
( 1 ) همانطور كه قبلا اشاره شد « ابو القاسم كعبى » اهل بلخ بوده است . ( 2 ) سوره شعراء ، آيه 98 . ( 3 ) سوره شعراء ، آيه 99 .