فصل 39
كلام شيخ در ابطال قياس .
« 1 » ( قياس آن است كه بگويند فلان چيز فلان حكم دارد و علت آن فلان امر است و آن امر در فلان چيز نيز هست . پس مىبايد حكم مذكور در آن نيز باشد . مثل اينكه مىگويند شراب حرام است و علت حرمتش اين است كه مست مىكند آدمى را و نبيذ نيز مست مىكند ، پس مىبايد كه آن هم حرام باشد .
و حكم اول را مثل حرمت شراب « اصل » مىگويند و دوم را مثل حرمت نبيذ « فرع » و آن علت را مثل مست كردن « وجه اشتراك » . و اين قياس اعتبار ندارد به اعتقاد شيعهء اماميّه و استدلال به آن باطل است . و اهل سنت اعتقاد تمام به اين دارند . و اين كلام شيخ در ابطال آن است . ) سؤال كردند از شيخ - ادام اللَّه عزّه - در مجلس بعضى از قضاة و در آن مجلس جمع كثيرى از فقهاء و متكلمين بودند . پس گفتند به او چه چيز است بر ابطال قياس در احكام شرعى ؟
شيخ فرمود : دليل بر اين ، اين است ما يافتيم حكمى را كه گمان مىكنند خصوم ما آن « اصل » است و قياس بر آن كرده مىشود ، و بيرون مىآورند از آن « فرع » را كه جايز است از خداى تعالى اينكه عبادت كرده شود و امر كند در واقعهاى كه حكمش آن است به خلاف آن حكم ، با وجود آنكه آن واقعه بر حقيقت خود و بر جميع صفاتى كه دارد باقى باشد .
پس اگر قياس صحيح بود هر آينه تجويز نمىكرد عقول كه عبادت كرده شود خدا و امر به عبادت كند در آن حادثه به خلاف آن حكم مگر وقتى كه حالى
هامش
( 1 ) براى اطلاع بيشتر مراجعه كنيد به كتاب « ابطال القياس » ابن حزم ، چاپ دانشگاه دمشق ، سال 1379 هجرى قمرى .