؛ يعنى و اللَّه ! به درستى كه ما در ضلال و گمراهى ظاهر و واضح بوديم وقتى كه شما را با پروردگار عالميان برابر مىدانستيم و ما را گمراه نكردند مگر گنهكاران پس نيست ما را شفيعى و نه صديق و دوستى كه ما را شفاعت كند و خلاصى دهد . ( از اين آيه معلوم شد كه شفاعتكننده در روز قيامت نيست . )
[ پاسخ شيخ مفيد به كعبى معتزلى ]
شيخ - ادام اللَّه عزّه - فرمود : ما به او مىگوئيم كه عجبتر از شما اى طايفه معتزله نديدهايم . گفتگو مىكنيد در چيزى كه مردم شريكاند با شما در آن از عدل خداى تعالى و توحيد او احسن و بهتر كلامى اما وقتى به كلام در امامت و ارجاء مىرسيد پس مىرويد مثل عوام و حشويّه و خبط مىكنيد مثل شترى كه چشمش ضعيف باشد و پس و پيش خود را نبيند نمىدانيد چه آوردهايد و مىگوئيد و چه چيز گذاشتهايد و گفتهايد .
ليكن من از اين تعجب نمىكنم زيرا در چيزى كه شما را غير يارى كرده و آن را از غير استفاده نمودهايد خوب رفتهايد . و در چيزى كه تنها ماندهايد و شريك نداريد قصور كردهايد خصوصا در نصرت و رواج باطلى كه بر يارى او هيچ قادرى توانائى ندارد ولى تعجب از شما در اين است كه دعوى فضيلت مىكنيد و گمان داريد كه به آن از جميع خلايق ممتازيد .
به خدا قسم اگر اين دليل را كسى كه مخالف شما باشد از شما حكايت مىكرد ، هر آينه شك مىكردم و گمان مىنمودم بر شما دروغ بسته و ليكن شكى نيست ؛ زيرا مشايخ شما اين را از شيوخ خود حكايت مىكنند باز بر گفتن اين قناعت نكرده بلكه اين را بر سبيل افتخار به آن و استحسان آن ايراد مىكنند .
و تو اى ابو القاسم به سبب اعتقاد تمامى كه به اين دارى گردانيدهاى اين را يكى از غرر .
( غرر جمع غرّه است و « غرّه » در اصل سفيدى پيشانى را مىگفتند و آخر متعارف شده كه هر چيز شريفى را غرّه مىگويند و چون ابو القاسم كتاب خود را « غرر » نام كرده و هر حرفى را غرّه و از آن جمله ، اين دليل است ، پس تعريض شيخ بر آن است و گفته )