اگر گمان كردهاى هر گاه باطل شود شفاعت براى كفار به اين آيه براى فسّاق نيز باطل مىگردد .
پس اتيان كردهاى به قياس غريب از آن قسم قياس كه از ابو حنيفه حكايت كردهاند كه گفته است : بول كردن در مسجد احيانا از نقض قياسها بهتر است . « 1 » چگونه اين را گمان كردهاى و حال آنكه حكايت ننمودهاى مگر قول در آيه را و ذكر نكردهاى وجه استدلال به آن را . بلكه توهّم كردهاى كه حجت در ظاهر اين آيه است . ( و احتياج به قياس يا چيزى ديگر نيست ) و اين غفلتى است عظيم كه از تو واقع شده اينكه مىگوئيم قياس صحيح نيست مگر بر علت و معانى نه بر صورت و الفاظ ، و به درستى كه باطل مىشود قول كسى كه شفاعت را براى كفار دعوى كند اگر اين را به صريح قرآن دعوى كند ، پس واجب است باطل نشود شفاعت براى فساق امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله مگر به نص قرآن نيز يا قولى از رسول صلّى اللَّه عليه و آله كه مثل قرآن باشد در حجت و هر گاه نباشد اين ، باطل مىشود قياس به كفار ( اين است ترجمهء كلام شيخ و اللَّه اعلم بمراده ) با آنكه ما بيان كرديم كه تو قصد قياس نكردهاى بلكه به ظاهر قرآن دست زدهاى و ما غفلت تو را در تعلّق به آن واضح نموديم . پس اصحاب تو در اين فكر كنند و از جانب تو شرم نمايند .
( 30 ) با آنكه روايت كردهاند از امام محمد باقر عليه السّلام كه فرموده است در اين آيه دليلى است بر وجود شفاعت ؛ زيرا اهل دوزخ اگر نبينند شافعان را كه شفاعت مىكنند براى بعضى از آنها كه مستحق عذاب شدهاند و شفاعت ايشان قبول مىشود و بيرون مىروند آن بعض به سبب شفاعت ايشان از آتش يا عفو مىشوند بعد از استحقاق آتش و پيش از دخول در آن هر آينه عظيم نمىشد حسرتهاى ايشان و صادر نمىشد از ايشان اين كلام .
و ليكن چون ديدند شفيعى را كه شفاعت مىكند و قبول شفاعتش مىشود
هامش
( 1 ) در بعض نسخها : « بعض قياسها » آمده است .