كسانى كه كافرند .
شامى گفت : پس كدام است آن قضاء و قدرى كه رفتن ما به آن و از آن بود ؟
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : آن امر خداى تعالى است به رفتن و حكم وى به آن ، بعد از آن اين آيه را خواند :
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
« 1 » ؛ يعنى هست امر خدا مقدّر و مقدور .
[ اشعار مرد شامى در مدح على ع ]
پس برخاست شامى مسرور و شاد چون شنيد اين گفتگوى حضرت را و گفت زايل كردى از من غم را يا امير المؤمنين ، زايل كند خداى تعالى غم را از تو و خواند اين اشعار را :
انت الإمام الّذى نرجو بطاعته * يوم النّشور من الرّحمن غفرانا « 2 »
؛ يعنى تو آن امامى كه ما به سبب اطاعت تو در روز حشر از خدا اميد غفران و رحمت داريم .
اوضحت من امرنا ما كان ملتبسا * جزاك ربّك بالإحسان احسانا
واضح كردى تو امر ما را هر چه مشتبه بود ، تو را جزا دهد ربّ تو احسان به عوض احسانى كه كردى .
نفى الشّكوك مقال منك متّضح * و زاد ذا العلم و الايمان ايمانا
زايل كرد شكها را گفتگوى واضح تو و زياد كرد علم و ايمان صاحب ايمان و علم را .
فلن ارى عاذرا في فعل فاحشة * ما كنت راكبها ظلما و عدوانا
هامش
( 1 ) سوره احزاب ، آيه 38
( 2 ) در متن عربى به جاى « غفرانا » ، « رضوانا » و به جاى « بالاحسان » ، « عنّا فيه » و به جاى « امرنا » ، « ديننا » و به جاى « ايمانا » ، « ايقانا » آمده است .
اين دو بيت نيز در متن عربى افزون است :كلا و لا قائلا ناهيه أوقعه * فيها عبدت إذن يا قوم شيطانا
و لا أراد و لا شاء الفسوق لنا * قبل البيان لنا ظلما و عدوانا