وسوسه مىكنند تا ايشان با شما جدال و بحث كنند ( چنان كه بر سبيل استهزاء به مسلمانان مىگويند شما چيزى را كه به دست خود كشته باشيد مىخوريد و چيزى را كه خداى تعالى كشته باشد يعنى ميته نمىخوريد ) . و اگر شما ايشان را اطاعت كنيد و شما نيز آنچه را كه خداى تعالى حرام كرده است حلال دانيد هر آينه شما هم مشرك و كافر مىشويد ( پس از اين آيه معلوم شد كه وقت ذبح مىبايد ذكر « بسم اللَّه » گفت ) .
[ خرافات يهود در باره خداوند متعال ]
و چون اين ثابت شد مىگوئيم يهود خداى تعالى را نمىشناسد ، از براى اينكه معتقدند خداى تعالى شرع موسى عليه السّلام را دائمى گردانيده و محمد صلّى اللَّه عليه و آله را تكذيب كرده و به كسى كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله را فرستاده كفر آورده است . و اعتقاد دارد كسى كه او را فرستاده است شيطان است نه رحمان .
و همچنين نصرانى خداى تعالى را نمىشناسد ، زيرا معتقد است خداى تعالى سومين سه تا است و اينكه خدا سه اصل است و همه يك جوهرند ( و آن سه كس خداى تعالى است و عيسى و مريم هر يك خدا و في الحقيقه يك شخصاند ) .
و مسيح عليه السّلام پسر اوست و با او يكى است ، و به كسى كه محمد صلّى اللَّه عليه و آله را فرستاده كفر آوردهاند و معتقدند كه او از جانب شيطان است .
مع هذا اكثر يهود به اضطرار و خير خدا در كارها قائلند و گمان دارند خداى ايشان شخصى است پير و سر و ريش سفيد دارد . « 1 » و در اين مذهب اعتماد كردهاند بر آن چيزى كه در بعضى از كتب انبيا يافتهاند كه گفته است :
« بالا رفتم به بهترين خلايق پس او را نشسته بر كرسى يافتم و در كنار او ملائكه بودند و ديدم سر و ريش او سفيد بود . » چون ثابت شد كه ايشان خداى تعالى را نمىشناسند ثابت مىشود آنچه از تسميهء « بسم اللَّه » ايشان ظاهر مىگردد به خداى تعالى متوجه نيست . و اينكه جهل آنان به خداى متوجه مىسازد اسمى را وقت ذبح به سوى كسى كه ايشان اعتقاد
هامش
( 1 ) ر . ك : « فلسفهء علم كلام » هرى اوسترين ولفسن » ص 110 - 121 .