كه خداى تعالى را تشبيه به ديگران مىكنند و مىگويند كه او هم در مكان مىباشد .
چنان كه خواهد آمد ) .
[ عقيده شيخ مفيد در باره « إرجاء » و « ذبيحه اهل كتاب » ]
و بر صحت مذهب من در معرفت خداى تعالى و در « ارجاء » دليل است ( و ارجاء اين است كه مىگويند گناهان با وجود ايمان ضرر نمىرساند و طاعات با وجود كفر فايده ندارد ) .
و قول من در ذبايح اهل كتاب ( مثل يهود و نصارى ) اما مشبّهه گمان كردهاند خداى تعالى در آسمان است نه در زمين و از خلق خود به هفت آسمان پنهان شده .
شيخ مىفرمايد : دليل عقلى قائم است بر اينكه چيزى كه مكان به آن احاطه كند و آن را پنهان نمايد حجاب نمىباشد مگر جسم يا جوهر ( اعم از جسم و اجزاء آن ) و حال آنكه جسم حادث است ( البته يعنى نبوده و آخر موجود شده است ، چنان كه در كتب كلامى ثابت شده ) و برهان قائم است بر اينكه خداى تعالى قديم است و هميشه هست ، قول مشبّهه را فاسد مىكند و همچنين اين قول را باطل مىكند قول خداى تعالى :
لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 1 » ؛ يعنى نيست مثل و شبيه خداى تعالى هيچ چيز و او شنونده و بيننده است .
( پس معلوم شد تشبيه او به خلايق و داشتن مكان باطل است ) .
و همچنين قول امير المؤمنين عليه السّلام و صريح كلام وى اين مذهب را فاسد مىكند .
چنان كه شرح و بيان آن گذشت .
و اما مذهب من در معرفت ، پس اين است كه مىگويم صحيح نيست كه خداى تعالى از وجهى و طريقى شناخته شود و از وجه ديگر مجهول باشد ، و صحيح نيست اين مگر در چيزى كه محسوس باشد . پس آن به حسّ دانسته مىشود و حقيقت آن مجهول مىماند ، زيرا علم به حقايق اين اشياء از روى استنباط و دليل
هامش
( 1 ) سورهء شورى ، آيه 11 .