فصل 30 [ بحثى در باره سوگند خوردن به خدا ]
خبر داد مرا شيخ - ادام اللَّه عزّه - مرسلا از على بن عاصم « 1 » ( و معنى « مرسل » چنان كه مذكور شد اين است كه بعضى از واسطهها را نقل نكنند و در اينجا شخصى را كه ميان او و على بن عاصم واسطه بود نقل نكرده ، « على بن عاصم » از « عطا بن سائب » « 2 » و او از « ميسره » « 3 » نقل كرده كه ) امير المؤمنين عليه السّلام روزى در كوفه از محله قصّارين مىگذشت و شنيد مردى در اثناء گفتگو گفت : نه قسم به كسى كه از ما به هفت آسمان پوشيده شده است .
ميسره گفت : آن حضرت تازيانه را بالا برد و او را هدف قرار داد و فرمود : واى بر تو به سبب اعتقادى كه دارى ! به درستى كه خداى تعالى را چيزى پنهان نمىكند و چيزى از او پنهان نمىشود .
آن مرد گفت : يا امير المؤمنين عليه السّلام آيا از قسم خويش كفّاره بدهم ، ( يعنى اگر دروغ است ) فرمود : نه از براى آنكه تو قسم به غير خداى عز و جل خوردى ( زيرا خداى تعالى آن صفت را كه تو گفتى ندارد و قسم به غير خدا اعتبارى ندارد ) .
شيخ - ايّده اللَّه - فرمود : اين حديث دليل بر فساد قول مشبّهه است ( يعنى جمعى
هامش
( 1 ) على بن عاصم بن صهيب واسطى در عصر خودش بزرگ شيعه بوده و از يحيى بكاء ، حصين و عطاء بن سائب روايت مىكند . او بيش از شصت سال عمر كرد و در سال 201 هجرى قمرى در كوفه چشم از جهان فرو بست . ر . ك : « رسالة ابى غالب زرارى » ص 115 ، « تنقيح المقال » 2 / 294 .
( 2 ) عطاء بن سائب از على بن حسين عليه السّلام روايت مىكند و در سال 136 هجرى قمرى رحلت كرده است . در كتب رجالى شيعه نامى از او نيامده است و اولين بار صاحب « جامع الرواة » در كتابش ذكر نموده است ولى در كتابهاى رجالى اهل سنّت معرفى شده است . ر . ك : « جامع الرّواة اردبيلى » 1 / 538 ، « تنقيح المقال » 2 / 253 .
( 3 ) دو نفر از اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام ، « ميسره » نام داشته كه يكى ميسرة بن مسيب كه « ابو سعيد » كنيهاش بوده است و ديگر « ميسره » مولى كنده است كه شرح حالش مشخص نيست و در اينجا ظاهرا مسيرة بن مسيّب مراد است . ر . ك : « تنقيح المقال » 3 / 264 - 265 ، « جامع الرواة » 2 / 286 .