تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كند ، جايز است اقتصار در آن بر يكى از دو تا كه مذكور شد براى ايجاز و اختصار . و از اين باب نيست قول خداى تعالى :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
« 1 » زيرا كلام در اين تمام مىشود و منتظم مىگردد وقتى كه « ها » همين كنايه از رسول صلّى اللَّه عليه و آله باشد و بس ، نه كسى هم كه با او در غار بود . و هيچ حاجتى نيست به اينكه كنايه از هر دو بگيرند ، با آنكه در لغت عرب و ظاهر استعمال ايشان كنايه از يك شخص است و اگر اراده كرده باشد به « ها » هر دو را هر آينه اشتباه و التباس و تعميه و الغاز حاصل مىشود ؛ زيرا چنان كه اشتباه واقع است اگر يكى را اراده كنند وقتى كه دليل باشد بر اين كه كنايه از هر دو است و هيچ فائده در كلام نيست اگر رجوع به هر دو نشود ، و همچنين التباس حاصل است اگر هر دو را اراده كنند وقتى كه دليلى كه باعث اين بود نباشد و كمال فايده به اقتصار بر اراده يكى محقّق باشد . آيا نمىبينى كسى كه بگويد زيد را ملاقات كردم و با او عمرو بود پس با زيد تكلّم كردم و با او مناظره كردم ، و به اين كلام اراده كند كه با هر دو مناظره كردم نه زيد تنها هر آينه لغز و معمّا گفته است . از براى آنكه نيست در كلام وى چيزى كه باعث اين باشد كه كنايه از هر دو است . بلكه ظاهر اين كلام در عرف و لغت اين است كه همين اراده زيد كرده است . پس اگر خصم اين آيه را نظير و مثل آنهائى كه مذكور شد گرفته هر آينه به فرق ميان اين و آنها جاهل خواهد بود چنان كه ما بيان كرديم . پس معلوم شد كه هيچ نسبتى ميان اين دو امر يعنى اين و آنها نيست . و اين شبهه جواب ديگر هم دارد و آن اين است كه خداى تعالى اراده كرده است به « ها » اى كه بعد از « ها » سكينه است يعنى « هاء » ايّده « نبى صلّى اللَّه عليه و آله » را پس جايز نيست كه اراده كرده باشد به « هاء » سكينه ، غير نبى صلّى اللَّه عليه و آله را ؛ زيرا در زبان عرب يافت نمىشود اينكه لفظ واحدى كنايه از دو چيز باشد كه
هامش
( 1 ) سوره توبه ، آيه 40 .