تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
آن تجارت مىروند و ظاهر است كه بنا بر اين ذكر لهو لغو مىشود و هيچ فائده در آن معقول نيست . ) و علم به اينكه اگر مراد هر دو نباشند لغو لازم مىآيد و كافى است در اشاره به هر دو و اينكه هر دو مرادند و اگر چه ضمير « ها » به حسب ظاهر كنايه از يكى باشد . و همچنين قول خداى تعالى :
وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ
« 1 » و خدا و رسول وى احقّ و سزاوارترند به اينكه ايشان از او راضى باشند . پس مراد اين است كه ايشان از خدا و رسول هر دو راضى باشند ، با آنكه ضمير راجع به يكى از ايشان است ليكن قرينه بر هر دو مراد است ؛ زيرا چون ذكر خداى تعالى و رسول را به تفضيل مقدم داشته . پس دلالت بر اينكه حق اين است كه از هر دو راضى باشند و گر نه ذكر هر دو فايده ندارد چنان كه مذكور شد . و همچنين قول شاعر :
نحن بما عندنا و أنت بما * عندك راض و الرّأى مختلف « 2 »
اگر پيش از اين مذكور نمىشد قول او : « نحن بما عندنا » هر آينه جايز نبود اقتصار بر « راض » دوّم . و اما چون مذكور شد پس دلالت مىكند بر اينكه آنجا هم « راض » مراد است و گر نه خالى از فايده مىشود . ( حاصل اينكه معنى شعر چنين است كه ما به آنچه خدا به ما داده و تو به آنچه خدا به تو داده راضى هستى . و معلوم است كه اگر اين را بر ظاهر بگذاريم فقره اول يعنى ما به آنچه خدا به ما داده لغو مىشود . پس معلوم شد مراد اين است كه ما به آنچه خدا به ما داده راضى هستيم تا فايده داشته باشد . بنا بر اين از طريق گفتگو مراد معلوم مىشود و الّا اين كلام صحيح نبود . ) پس چون جميع آنچه ما ذكر كرديم معلوم است نزد كسى كه كلام را تصور
هامش
( 1 ) سوره توبه ، آيه 62 . ( 2 ) . « كتاب سيبويه » 1 / 50 .
الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 109 | الشيخ المفيد / جمال الدين محمد الخوانساري