هر كس اين خطاب را بشنود ( و آن چيزى را كه از اول آيه ظاهر مىشود ملاحظه كند و آن كراهت و بدى گنج گذاشتن طلا و نقره است كه مانع از انفاق مىباشد . ) هر آينه مىداند كه خداى تعالى اراده كرده است در قول خود :
وَ لا يُنْفِقُونَها
نفقه ندادن هر يك از طلا و نقره را نه نقره تنها و اگر چه ضمير « ها » همين كنايه از نقره است .
پس چون شامل طلا و نقره كرد چيزى را كه در ظاهر به حسب مقال دلالت مىكند بر معنى آنچه در آخر ذكر كرده است ، يعنى بدى انفاق نكردن ، اكتفا كرد در آخر به ذكر يكى كه آن نقره است از براى اختصار و عدم تطويل در كلام .
و همچنين قول خداى تعالى :
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها
« 1 » ؛ يعنى هر گاه مىبينند تجارتى ( يعنى كسى را كه چيزى فروشد ) يا لهو و لعب را ، به سوى تجارت مىروند و تو را در نماز تنها مىگذارند .
( پس مراد در اينجا اين است كه به سوى تجارت يا لهو مىروند ، و حال آنكه ضمير « ها » همين كنايه از تجارت است ) پس اكتفا كرده است به كنايه از يكى در مقامى كه مطلب هر دو است ، از براى آنكه قرينه بر مراد است و آن اين است كه مقدم داشته ذكر هر دو را و اين دليل بر اين است كه مراد از « ها » كنايهء هر دو است نه يكى ، پس فرموده است هر گاه مىبينند تجارتى يا لهوى به سوى آن مىروند .
پس ديدن را بر هر يك از تجارت و لهو واقع ساخته است و هر يك از اين دو تا را سبب مشغول شدن به آن چيزى كه واقع شده بر آن ديدن از اين دو تا و غافل شدن از ذكر خداى تعالى و نماز گردانيده است و هر گاه هر دو را مقدم ذكر كرده باشد جايز نيست كه واقع شود اشتباه و توهّم اينكه مراد به « ها » يكى است ، زيرا اگر مراد يكى باشد هر آينه كلام از فايده خالى مىشود .
( از براى كلام معنى چنين خواهد بود هر گاه تجارتى يا لهوى را مىبينند به سوى
هامش
( 1 ) سوره جمعه ، آيه 11 .