انجام داد هرگز نبايد آنقدر غذا خورده شود كه جايى در معده نباشد بايد قبل از سير شدن و باقى ماندن اشتها دست از طعام كشيد ، زيرا اين باقىمانده اشتها خود پس از ساعتى از بين مىرود . مسئله خوراك مسئله زنده بودن است و بايد به مقدارى عادت كرد كه لازمه بدن است و هيچگاه نبايد از آن مقدار پا را فراتر نهاد .
بدترين غذاها آن است كه بر معده سنگينى كند و بدترين نوشابهها آن است كه زياد مصرف شود كسى كه امروز بيش از حد طبيعى خورده است ، بهتواند براى جبران آن بايستى فردا خود را گرسنه نگه دارد و اگر بهتواند در آن روز بيشتر كار كند و اگر نتوانست اندكى بيشتر راه رود و راه رفتن را ادامه دهد . يكى از دانشمندان معتقد است كه « من پيادهروى را بعد از نهار دوست مىدارم زيرا بدن را براى غذاى شام مساعد مىسازد » .
مقدار غذا
مقدار غذاى روزانه بايستى بر مبناى عادت باشد . شخص تندرست بايد آنقدر بخورد كه احساس سنگينى نكند ، شكمش نفخ نكند ، غذا در گلويش نيايد و حالت تهوع و استفراغ پيدا ننمايد و بىخوابى بر او غلبه نكند .
هر غذايى كه طعمش دير احساس شود يعنى ديرچش باشد ناپسند و هر غذايى كه نبض را تند و نفس را كوتاه نمايد ، آن غذا از حد اعتدال بيشتر مصرف شده است .
اگر كسى بر اثر خوردن غذايى مزاجش بيشتر به سردى يا به گرمى گرايد بايد در مصرف آن تأمل كند . كسى كه غذايش در يك وعده هضم نمىشود بايد به تدريج غذا را تناول كند و از آن بكاهد . غذاى سودامزاجان بايستى اندكى خنك و كمتر گرم باشد ، غذاى صفراوى مزاجان بايستى رطوبتى و خنككننده باشد كسى كه خونش گرم است به غذاهاى سرد و كمانرژى و كسى كه خونش بلغمى است بايد خوراكش اندك و كمى گرم و لطيف باشد . طالبان سلامتى و پيروان بهداشت بايستى نكات زير را رعايت نمايند .
اگر غذاى سرد و ديرهضم مصرف كرده باشند نبايد به دنبال آن غذاى زودهضم و رقيق مصرف نمايند زيرا اين غذاى رقيق دنبالهرو ، زودتر از غذاى قبلى هضم شده و غذاى ديرهضم باقى مىماند لذا فاسد متعفن مىگردد ، هرچه با آن غذا بياميزد آن هم تباه مىگردد مگر در حالتى كه بعدا ذكر خواهد شد و شايسته نيست كه عكس اين رژيم برقرار شود ( خوردن خوراك غليظ به دنبال غذاى رقيق ) .