رنه هازارد استاد دانشكده پزشكى پاريس ، در كتاب كلاسيك درمانشناسى و فارماكولوژى ، مطلبى در اينباره مىگويد كه ما ترجمه آن را در كتاب درمانشناسى و فارماكولوژى ، تأليف دكتر احمد عطايى از انتشارات دانشگاه تهران به اين عبارت مىخوانيم :
درمانشناسى جديد يك عده از عناصر درمانى خود را از عالم گياه مىگيرد و هر قدر طرق صنعتى و وسايل شيميايى و شيمى ساختگى تكميل مىگردد به جاى گياه اصلى ، عصاره يا جوهر آن را مانند آلكالوئيدها و گلوكزيدها به كار مىبرند ولى اين نكته را بايد در نظر داشت كه اين قبيل عصارههاى مؤثر فقط يك جز از كل گياهى كه از آن عصارهكشى شده تشكيل مىدهد ، مثلا مرفين تمام ترياك و يا ديژتالين تمام برگ ديژيتال را تشكيل نمىدهد .
دكتر ابو تراب نفيسى ، استاد دانشگاه پزشكى دانشگاه اصفهان ، نيز در يكى از مقالات خود مىنويسد :
با پيشرفتهاى طب جديد ، مسلم شده است كه داروهاى موجود در طبيعت اعم از گياهى يا حيوانى به صورت قابل جذبتر ، طبيعىتر و موافقتر با طبع موجود بوده و مسلّما اثراتش با اثرات مواد سنتزى كه اكثرا مغاير با طبع مىباشند اختلاف دارد . وانگهى در بسيارى از مواد طبيعى ، ماده عامل يكى نبوده و متعدد است و از مجموع عوامل مزبور اثر درمانى مستفيد مىشود بنابراين براى شناساندن داروهاى شقّ اخير است كه بايستى كوشش نمود .
اكنون مىخواهيم ببينيم ، پس از صد سال ، كه از آغاز غوغاى سرسامآور صنايع عظيم داروسازى جهان مىگذرد و در تمام اين مدت دراز ، هزاران دانشمند بزرگ مجهز به انواع وسايل علمى و متكى به ميلياردها دلار و ليره سرمايه كه براى انجام تحقيقات علمى ، به منظور تهيه فرآوردههاى صنعتى و سنتز مواد شيميايى ، به جنگ طبيعت و محصولات طبيعى رفته و دهها هزار
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٣٠٨