متأسفانه اين وضع نامطلوب حتى در خود محافل پزشكى نيز انعكاس بدى پيدا كرده است . بارها در محفلى كه از چند پزشك تشكيل شده بود ، شركت داشتهام و مثلا گفته شده است فلان طبيب از بالا تا پايين نسخه و حتى پشت نسخه را نيز از داروها سياه مىكند و دامنه اين بحث به محافل اجتماعى و مطبوعات نيز كشيده شده است . از جمله مقاله انتقادى و كوبندهاى به قلم تواناى استاد عبد الرحمن فرامرزى كه مانند ساير مقالات ايشان تند ، آتشين ، مؤثر ، در عين حال ، آموزنده و منعكسكننده حقايق است ، كه در روزنامه كيهان ، شماره 8550 ، مورخ 22 ، دى ماه 1350 درج شده است . قسمتى از آن را كه مربوط به افراط در تجويز داروها است ، نقل مىكنيم :
اطباى ايرانى بيش از اطباى مجرب فرنگى ، دوا تجويز مىكنند ، زيرا تقريبا اطباى مجرب و مسن فرنگ هيچ دوا نمىدهند . من خودم در انگلستان و فرانسه مكرر براى معالجه رفتهام . در انگلستان هيچ به من دوا ندادند و يك پروفسور پيرمرد به من گفت كه من هم مىتوانم مقدارى به شما دوا بدهم ولى هيچ طبيب با وجدانى به شما دوا نمىدهد . بعد چند قرص به من داد و گفت اگر ديديد خيلى احساس احتياج به دارو مىكنيد گاهى از اين قرصها بخوريد و من آن قرصها را به ايران آوردم ولى اصلا نخوردم . در فرانسه دارو دادند ولى بسيار كم و يكبار كه از من خون مىرفت در بيمارستان فوش ، بيست روز بلكه چيزى زيادتر زير آزمايش قرار دادند ولى آخر دوا ندادند و گفتند براى اين كه نفهميديم چيست . در ايران زياد دوا مىدهند و گاهى وقتى نسخه دكتر را به داروخانه مىبرند ، داروخانه يك صندوق به شما دوا مىدهد .
ولى البته همانطور كه تجويز افراطى داروها زيانهايى در بر دارد ، خوددارى از تجويز داروها نيز ، هنگامى كه مصرف آنها لازم باشد ، مسلّما زيانآور است . اينكه اروپاييان ، حتىالامكان ، از دادن دارو خوددارى مىكنند و به اين ترتيب ، بيماران را كموبيش به طبيعت وامىگذارند ، فقط و فقط به علت
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٩٩