از مجموع مطالب بالا ، چنين استنباط مىكنيم كه هيچ عاملى براى ايجاد آرامش درونى و تأمين سلامت فكر و روح در آدمى ، به اندازهء توجه و پايبند بودن به دين و ايمان و معتقدات مذهبى مؤثر نيست و مهمترين علت اضطرابهاى روحى و هيجانهاى عصبى مردم را بايد در بىدينى و سستى اعتقادات مذهبى آنان جستوجو كرد . تقريبا دو قرن پيش ، اروپاييان پايبند اعتقادات مذهبى و دين بودند ولى با پيدايش علوم جديد و آيين صنعتى و سودجويى ، كمكم پايههاى مذهب سست شد . دكتر كارل در كتاب راه و رسم زندگى ، صفحه 137 به اين مسئله اشاره مىكند و مىگويد : « نزديك به دو قرن است كه مذهب كمكم جاى خود را به آيين سود و علم داده است و از مدارس عمومى تبعيد و عملا از ياد رفته است » .
چون ريشه دين در اروپا كنده شد ، فساد و انحطاط اخلاقى ، به حد اعلى ، همه جا و در كليه كشورها نفوذ پيدا كرد . دكتر الكسيس كارل اوضاع اخلاقى امروزهء اروپاييان را در كتاب راه و رسم زندگى ، بهخوبى نشان داده است و ما لازم مىدانيم شمهاى از آن را در اينجا نقل كنيم . در صفحه 6 مىنويسد : در عين حال ما تمام مقررات داخلى خود را مانند دستورات مذهبى از دست دادهايم . نسلهاى امروزى حتى از وجود چنين مقرراتى در گذشته بىخبرند .
اعتدال ، شرافت ، درستى ، مسئوليت ، پاكى ، تملك نفس ، محبت به همنوع و شهامت ، گويى جملات بىمعنى و كلماتى است كه مورد تمسخر جوانان امروزى است . در صفحهء 78 مىنويسد : « از وقتى كه اخلاق لذت جاى اخلاق مذهبى را گرفته است در ديدهء مردم متمدن ، فضيلت امرى ضرورى نمىآيد .
بهطورى كه رومن « 1 » حتى مىانديشيد كه براى ما الزامى در متّقى بودن نيست ، اختيار فضيلت ، منحصرا بستگى با نفع و لذت فردى خواهد داشت ولى امروز ما مىدانيم كه فضيلت امرى اجبارى است ، زيرا راهى جز پيروى از قوانين زندگى
هامش
( 1 ) .Rumen