نيست . به اين قوانين انسانى نمىتوان پشت پا زد مگر آنكه خود و نسل و كشور را در معرض انحطاط و مرگ رها كرد . عظمت يك ملت از اطاعت قوانين زندگىاش سرچشمه مىگيرد و حكومتهاى امروز منحط شدهاند زيرا با خشكاندن سرچشمههاى تقوى و فضيلت در خود ، از اطاعت اوامر زندگى سرپيچى كردهاند » . در صفحهء 84 مىنويسد : « همچون كودك خردسالى كه در جنگل انبوهى گم گشته باشد ، انسان امروزى در دنيايى كه خود ايجاد كرده سرگردان است » و بالاخره ، در صفحه 58 مىنويسد : « در حقيقت تمدن غربى از ياد برده كه از خون مسيح به وجود آمده و خدا را نيز فراموش كرده است » .
به اين ترتيب ، مىتوان اروپا را به درخت تنومندى تشبيه كرد كه در لجنزار فساد و انحطاط فرورفته و بىدينى و خدانشناسى آن را به وجود آورده و شاخههاى انبوه اين درخت عظيم ، همه جا به صورت فساد اخلاق ، ماديت و پولپرستى گسترده شده است و از هر برگ آن شراب ، الكل ، سيفليس و سوزاك تراوش كرده و بالاخره ، ميوهء اين درخت عبارت از فجايع و جناياتى است كه در تمام آن قارهها به وقوع مىپيوندد . اينها دستبهدست هم مىدهند و سرطان ايجاد مىكنند كه روز به روز ، بر تعدادش در دنياى غرب افزوده مىشود و اين بيمارى هولناك پنجههاى خطرناك خود را بيش از پيش در دل بشريت فرومىبرد . براى تأييد مطلب و اطمينان خاطر خوانندگان عزيز به كتاب سرطانشناسى ، تأليف آقاى دكتر كمال آرمين مراجعه مىكنيم . در جلد اول ، صفحه 379 ، ضمن بحث از تأثير سيفليس در ايجاد مرض سرطان مىنويسد :
اسپيروكتها ( يك دسته از ميكروبها هستند كه ميكروب سيفليس نيز از اين نوع است و آن را ترپونم هم مىگويند ) ، چون در بدن وارد گردند با سرعت زيادى پرورش مىيابند و ازاينرو ، مىتوان آنها را بهترين نمونهء انگلهايى دانست كه قادرند در بدن انسان شرايط سرطانزايى را به وجود
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 282
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٢٨٢