تقسيم حمّاى خلطى
و چون عنوان نسبت حرارت به خلط بود توان جمع بين آراء جديد و عتيق نموده آنكه :
حمّيات ذاتيّه غير عرضيّه كه مستند به اورام و عوارض نفسانى حتى عشق و ضيق و فشار و اسارت منفى باشد « 1 » چنانچه عوارض صفراء غالب بود از :
* حدّت تب
* و ميل وجه به صفرت
* و ذبول « 2 »
* و زبان با زردى و خشكى و گاه شود جهت غلبه احتراق به سياهى زند بل سياه شود - چنانچه ديدهام ،
* شقاق و خشونت
* و نبض سريع و مختلف و كليه عروق ، خشك غير ممتلى ،
* بول قليل و زرد و سوزان
* عطش و التهاب درونى فوق الطاقه
* بيدارى متصّل و خواب ممتنع ولى در حال اشتعال اندرون و اضطراب قلب گاه ضعف عارض و اغماء كه توهم خواب رود ولى بغتتا برخيزد و اظهار قلق « 3 » و اضطراب كند اين را محرقه نامند .
و هنگام عوارض دم از :
* حمرت بشره خصوص وجه با تهبّج
* و درور « 4 » عروق
* و عطش
* و سقوط اشتها
* و گاه سبات « 5 » و چرت
* و بطوء كلام
* و نفرت از اصوات و لو كلام متوسط بود
* و هرگاه جواب مفرط شود و حال اغماء و هذيان پديد آيد منذر ميل ماده به دماغ است اين را مطبقه نامند .
و هنگام آثار غلبه بلغم :
* ترهّل « 6 » بدن بود
* با تهبّج وجه
هامش
( 1 ) . يعنى ناشى از عوامل مذكور نباشد .
( 2 ) . لاغرى ، ضعف ، خشكيدگى ، زار و نزارى
( 3 ) . ناآرامى ، اضطراب
( 4 ) . امتلاء و پر شدن رگها از خون .
( 5 ) . خواب سنگين و بيمارگونه
( 6 ) . سستى ، نرمى و رخاوت گوشت