* [ حرف واو ]
ورم : آماس بود و نزد اطباء انصباب مواد بدنيه به عضو بود .
هاضم : شكننده و نزد اطبّاء احاله غذا بود به دم لذا تعدّد براى هضوم قائلند : از هضم فم و هضم معده و روده و عروق جذّابه ماساريقيه و آورده تا قلب كه مختم هضوم دمويّه بود . اما تبديل دم به عضو ، قواى ديگرى متكفّل آن مىباشند .
* [ حرف يا ]
يابس : خشك و در نزد اطبّاء آنچه از ادويه و اغذيه [ كه ] پس از ورود به معده ، انفعالش از آلات هاضمه در بدن كيفيتى احداث كند ضدّ رطوبت كه در اعضاء ، جفاف و سختى پديد آيد .
ختام مصطلحات
* * *