تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
كلفت و مشقّت نگردد بر طبيعت . مثل آنكه امتلائى در كبد استنباط شد ، اگر در [ سمت ] محدّب است به كليه و مثانه دفع نمايند به مدرّات و اگر در مقعر است به امعاء منتقل سازند به مليّنات و مسهلات . * پنجم آنكه استفراغ ماده بعد از انضاج بود و اعتقادشان آنكه رقّت و غلظت و لزوجت ماده مانع از خروج فضلات از عضو مىباشد . اما رقت جهت آنكه عضو مبتلّ « 1 » و متشرّب به او گردد اما غلظت جهت آنكه از مجارى ضيّقه خروجش متعسّر يا متعذّر است و اما لزوجت جهت آنكه التصاقش به عضو و چسبندگى مانع است از دفع . فرق نضج و هضم : لذا نضج فضلات كه صلاحيت براى دفع بود عبارت از « تغليظ ما رقّ و ترقيق ما غلظ و تقطيع ما لزج » بود به اعتدال و اين قيد به اعتدال براى هر سه مىباشد . به اين معنى كه هر سه بواسطه اين عمل تلطيف و تكثيف به اعتدال آيند تا قابل دفع گردند و مكثف و ملطّف به اعتبار اختلاف مواد و موارد مختلف گردند و تعيينش به نظر معالج منوط است . مليّن : نرم‌كننده و نزد اطبّاء آنچه براز را راند ، نه مانند مسهل بلكه آنچه مواد غليظه فضليه لائقه به دفع را نرم سازد ملين نامند . خواه مقويّه باشد كه براز بود يا نزليّه قصبيّه كه نفث يا ذكاميّه انفيه كه مخاط بينى باشد . مملّس : صاف و تر سازنده و نزد اطبّا به آنچه سطح عضو را يكسان كند [ گفته مىشود ] ، خواه بشره ظاهره بود يا اغشيه باطنيّه مثل غشاء مخاطى مانند حنجره هنگام خشونت يا لهات و قلصمه و منخرين مؤخّر كه خشونتشان اسباب ردائت كلام و صوت گردد و آنچه اينها را از اختلاف اندازد و تساوى ذرّات و مسامات سطوح فراهم آرد در ظاهر مثل محلول كربنات دو سود يا آب هندوانه و در مانند غرغره از لعاب خطمى و خبازى و غيره كه اينها را مملّس گويند . منضج : پزندهء خام ، خواه حبوب باشد يا بقول « 2 » يا لحوم و رساننده فواكه و غيره مانند چغندر و شلغم و در نزد اطباء آنچه
هامش
( 1 ) . مرطوب ، تر ( 2 ) . تره و سبزى و هر سبز مأكول
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 81 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه