تقسيم حقيقى حمّيات
و چون مكرّر تقاضائى در تحقيق حال حميات شده بود نسبت به اعتقاد قدما در ماهيت و عوارض و معالجات ، اجابت ملتمساتشان نموده ، حتى الامكان به نحوى آرم كه جمع بين عتيق و جديد بود و الا وجه نظرشان را مبين سازيم چنانچه در اين وجيزه ديدنم بر اين بوده و هست .
بدان كه قدما را تقسيمات كثيره است در حمّيات ولى تقسيم ذاتى حقيقى كه متنوع به انواع حقيقيّه ذاتيه گردد آنكه :
حرارت غريبه غير غريزيّه چنانچه متشبّث به ارواح گردد ، [ حمى ] يومى بود و به اعضاء دقّى و به مواد مايعه خلطى .
و چون قدما ارواح را محل قوا دانند و قوا در واقع مصدر اعمال و فاعل حالات بدنيه مىباشند پس اقسام حميات يوم كه متجاوز از سى قسم مىباشند توان در عنوان حميّات عصبانى مندرج ساخت .
چه كه ايشان جلّ « 1 » اسبابش را منحصر دانند در :
* بدنيه چون تخمه « 2 » و ثقل غذا ، حركت عنيف « 3 » و مصارعت « 4 » قوى و غيره .
* خارجيه مانند گرما و سرما و استحمام زاجيه و گوگرديه و غيره .
* و احوال نفسانيّه مانند همّ و غمّ و فرح و سرور و غيره .
و چون اين حالات عصبانى بودنشان واضح است رجع آن دو نيز به عصبانيت بلامانع بود .
و [ اگر ] حمّاى دقّ را در عرض حميات اورام باطنيه گيريم سزا و نافع [ است ] .
باقى ماند [ حمّاى ] خلطى و چنانچه خواسته باشيم غور در اين نمائيم بايد مواد مايعه بدنيّه را شناسيم :
بيان اخلاط اربعه :
قدما را عقيده در باب امشاج « 5 » و اخلاط بدنيّه كه توليد اعضا از آنها شوند به وزان « 6 »
هامش
( 1 ) . همه ، قسمت عمده
( 2 ) . ناگواريدن غذا در معده
( 3 ) . سنگين ، سخت ، دشوار
( 4 ) . كشتى گرفتن
( 5 ) . آميختن ؛ كنايه از آميزش نطفه و سپس خون و . . . .
( 6 ) . برابر ، همسنگ