ممّل : مايه رنج ، ملالآور
من : واحد وزن كه در نواحى مختلف ، متفاوت است . من تبريز برابر 40 سير ( هر سير - 16 مثقال ) و حدودا 2944 گرم است ( تصحيح اغراض الطبيه ، ج 2 ، دكتر تاجبخش ) .
مناط : ملاك
منجّره : گرمكننده ، آب را به آن گرم كردن
منخرين : سوراخهاى بينى
منزوع العجم : دانه بيرون كرده
منشآت : نوشتهها ، تصنيفات و عبارات بلندمرتبه
منشيان : نويسندگان ، مولفان
منصّه : آشكارا ساختن و به نظر همگان رسانيدن
منفّث : هر دارويى كه خروج خلط سينه را سهل و آسان كند .
منقار البطّ : منقار مرغابى
منقّح : پيراسته
منقط : خالدار ، نقطهدار
منوّمه : خوابآور
مواليد : نتيجه تركيب عناصر ؛ اين اصطلاح معمولا اشاره به مواليد ثلاثه ( سهگانه ) دارد كه به معنى جمادات ، نباتات و حيوانات مىباشد .
موجد : پديدآورنده و بنيانگذار
موفور : وافر ، تمام ، كامل
مولم : آسيب ، درد ، ناراحتى
موليان : نام رودخانهاى در بخارا نزديك به قلعه و باغ بزرگ سامانيان
مهام : جمع مهم ، كارهاى بزرگ ، كارهاى ناگزير
ميعه : صمغ ؛ صموغ جمع آن است .
ن
ناشورى ، ناشور : قسمى پارچه سفيد پنبهاى لطيفتر از كرباس و شبيه به متقال
ناقهين : كسانى كه در دوره نقاهت بيمارىاند .
نبذى : گوشهاى ؛ اشارهاى
نبيه : فرد نامآور ، هشيار ، فقيه
نحو : راه ، طريق ، اسلوب
نخود : به اندازه يك حبه نخود ؛ وزنى معادل يك بيست و چهارم مثقال
نضارت : تازگى ، آبدارى و شكفتگى
نعومت : نرمى و تازگى
نفاذ : جارى شدن فرمان
نفاس : خونروش بعد از زايمان
نقاء : پاكيزگى ، پاك شدن
نقّاده : خالص و برگزيده
نقوع : خيساندن ( در آب )