تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
نوائب : تب‌هايى كه دايم و پيوسته نباشند و در هنگام معينى آيند و بر طرف گردند و سپس بازآيند . نوبه : تب نوره : به تركيب آهك و زرنيخ ( و خاكستر و . . . ) براى ازاله مو از بدن گفته مىشود . نهر الصدر : مجراى صدرى ،
Thoracic duct
نهوض : بلند شدن ، ايستادن ، آماده شدن نىچه : نى كوچك

و

وافده : بيمارىهاى خاص قبيله‌اى يا ناحيه‌اى وافى : كامل ، تمام وثاق : خانه وجع : دردمندى ، رنجورى وجيزه : مختصر ، رساله كوتاه ، موجز ، خلاصه ورك : سرين ، كفل وزان : برابر ، همسنگ وسائل : دستاويز ، شرايط وضع : قرار دادن وطر : حاجت ، نياز ؛ ( قضاء وطر : رفع حاجت و نياز ) وقايه : حفاظت و نگاهبانى ، پرده ، حجاب ولا : ملك و پادشاهى ، مملكت وهن : ضعف و سستى

ه - ى

هريسه : نوعى غذا از گوشت و حبوبات ( معمولا گندم و گوشت مرغ ) ؛ طعامى از گندم و گوشت است كه آن‌قدر بپزند كه به قوام عسل و مانند آن آيد و گندم و گوشت آن از يكديگر تميز داده نشود . هزال : لاغر شدن هكذا : همچنين هلمّ جرّا : به همين نحو ، و قس علىهذا همال : شبيه ، مانند هيضه : شكم‌روش ، اسهال ، بيرون شدن مواد فاسد ناگوارده با قى يا اسهال با سختى و عنف ؛ دفع مواد به قى و اسهال بود . هيضه روى و با را ماند كه در اطفال ، عامه او را طبيعت گويند . هيولى : اين لفظ يونانى است و به معنى عنصر ، مايه ، ماده و مقابل صورت است . در اصطلاح فلسفه جوهرى است در جسم كه آنچه بر جسم عارض مىشود از آن اتصال و انفصال مىپذيرد و آن محل است براى صورت جسمى و صورت نوعى . هيولى به نزد حكماء چيزى است كه صورتها را به طور مطلق مىپذيرد بدون تخصيص به صورتى معين . يعجّل الهرم و الموت : پيرى ، فرسودگى و مرگ را جلو مىاندازند .