نوائب : تبهايى كه دايم و پيوسته نباشند و در هنگام معينى آيند و بر طرف گردند و سپس بازآيند .
نوبه : تب
نوره : به تركيب آهك و زرنيخ ( و خاكستر و . . . ) براى ازاله مو از بدن گفته مىشود .
نهر الصدر : مجراى صدرى ،
Thoracic duct
نهوض : بلند شدن ، ايستادن ، آماده شدن
نىچه : نى كوچك
و
وافده : بيمارىهاى خاص قبيلهاى يا ناحيهاى
وافى : كامل ، تمام
وثاق : خانه
وجع : دردمندى ، رنجورى
وجيزه : مختصر ، رساله كوتاه ، موجز ، خلاصه
ورك : سرين ، كفل
وزان : برابر ، همسنگ
وسائل : دستاويز ، شرايط
وضع : قرار دادن
وطر : حاجت ، نياز ؛ ( قضاء وطر : رفع حاجت و نياز )
وقايه : حفاظت و نگاهبانى ، پرده ، حجاب
ولا : ملك و پادشاهى ، مملكت
وهن : ضعف و سستى
ه - ى
هريسه : نوعى غذا از گوشت و حبوبات ( معمولا گندم و گوشت مرغ ) ؛ طعامى از گندم و گوشت است كه آنقدر بپزند كه به قوام عسل و مانند آن آيد و گندم و گوشت آن از يكديگر تميز داده نشود .
هزال : لاغر شدن
هكذا : همچنين
هلمّ جرّا : به همين نحو ، و قس علىهذا
همال : شبيه ، مانند
هيضه : شكمروش ، اسهال ، بيرون شدن مواد فاسد ناگوارده با قى يا اسهال با سختى و عنف ؛ دفع مواد به قى و اسهال بود . هيضه روى و با را ماند كه در اطفال ، عامه او را طبيعت گويند .
هيولى : اين لفظ يونانى است و به معنى عنصر ، مايه ، ماده و مقابل صورت است . در اصطلاح فلسفه جوهرى است در جسم كه آنچه بر جسم عارض مىشود از آن اتصال و انفصال مىپذيرد و آن محل است براى صورت جسمى و صورت نوعى . هيولى به نزد حكماء چيزى است كه صورتها را به طور مطلق مىپذيرد بدون تخصيص به صورتى معين .
يعجّل الهرم و الموت : پيرى ، فرسودگى و مرگ را جلو مىاندازند .