در سرعت علاج مرضى نموده و حفظ سلامت اصحّا كه كنون هم به خباياى « 1 » دقايق افكارشان برنخوردهاند . شايسته نيست كه به محض استحضار پارهء از كشفيات جديد ، انكار و قدح فيلسوفان بزرگ كنند و پاس خدمات اين يكه نامداران را به جامعه كائنات ندارند . چنين كسان از حس نصفت « 2 » انسانيت محجوب و در عداد وحشييّن « 3 » و نزد اولياء منعم خويش مغضوب باشند ؛ از مطلب خارج نگرديم .
منافع نطول / موارد نطول / دستور نطولات
در اين مورد حسب المرام نسخى چند آريم .
نطول مطبوخ ادويه بود كه آبش را بر عضو ريزند و ثفلش « 4 » را بر اندام مأوف گذارند و گاه جهت درنگ بر عضو مخصوص و عدم تعدّى به غير ، دور او را خمير گيرند مانند حلقه بلند .
* نطول براى كسى كه با صداع ، بيدار خوابى نيز داشته باشد
* گل بنفشه
* گل خطمى
* جو مقشر
* تخم كاهو
* كوكنار : از هريك كفى
برداشته در قمقم ريخته پس از طبخ با لوله باريك با حرارت تحمّلپذير به تأنّى آبش را بر سر ريزند و ثفلش « 5 » را بر رأس بندند .
در تبها گاه براى تعريق و تنفيذ هر دو استعمال شود و چنانچه شارح نفيسى گويد گاه سرد بالفعل مانند اطليه استعمال نمود .
* نطول جهت سكته كه سر را به بخور او دارد پس آبش را بر او ريزند سپس ثفلش را بر او نهند .
* شيح
هامش
( 1 ) . خفايا
( 2 ) . انصاف ، عدل
( 3 ) . غير متمدّن
( 4 ) . تفاله ؛ در متن اصلى ثقل آمده كه تناسب مفهومى ندارد .
( 5 ) . در متن اصلى به شكل سفل آمده كه صحيح به نظر نمىرسد .