تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
* همچنين است يك در هشتاد محلول زاج سفيد .

* طلائى كه بواسير را خشك سازد و خون را بازدارد

* عصارهء لحية التيس ( كه شنگ گويند ) * جفت بلوط * ابهل * جوز السرو از هريك جزوى كوبيده و بيخته در سه مقابل مطبوخ عنب الثعب يك شبانه‌روز خيسانند ، مانند مرهم طلا نمايند .

* [ طلائى كه قطع خون بواسير كند ]

نيل را با آب خالص سائيده به مقعد طلا نمايد بل اندكى داخل مجرى نموده ، قطع خون بواسير كند .

* طلاى ديگر هرگاه ورم حاد باشد در مقعد

* سفيداب * كافور : بالتّساوى * مغز قلم گاو * موم كافورى مقدارى كه آنها را مرهم نموده وضع نمايند .

* طلائى جهت سدّ خون بواسير كه وجع حادث گشته را ساكت نموده و خون را گشايد « 1 »

* صبر سقوطرى * و زهره‌گاه : از هريك جزوى * در آب پياز مقدارى كه وافى به حلّ دواء باشد تا مرهم گرديده وضع نمايند . و چنانچه اين دوا با عشر مقدار ترياك در آب بابونه سائيده بر وجع بمالند تسكين دهد .

* [ طلا ] جهت سوختگى

* سفيداب قلعى : 1 * آرد جو : 2 * موم كافورى : 3 * روغن كنجد مقدارى كه مرهم گشته طلا نمايند .
هامش
( 1 ) . اين جمله از نظر ساختارى و حروف ربط اشكال داشت كه اصلاح شده است .