تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
ستايش پروردگار يكتايى را درخور است كه از مهربانى بىكرانش انسان را آفريد و به او بيان آموخت و در پس آن از سرچشمهء اهورايى كرامتش به او خواندن آموخت و چون آدمى دانست كه چگونه بخواند و توانست كه قلم در دست گيرد آن‌گاه به قلم سوگند ياد نمود و سپاس آفريدگارى را كه از انتهاى علم اول و آخرش . شهرى استوار آفريد به بزرگى بهترين خلق و صاحب بالاترين خلق و بر آن شهر دروازه‌اى نهاد به بلنداى نام اعلاى خويش پس درود و سلام بر آن شهرسالار و آن پرچم‌دار و كرنش و خاكسارى به درگاه كليدبانان آن شهر رؤيايى دور ، هرچند كه نزديك‌تر آمده ، همان گونه كه صبح نزديك است و ستوده و پايدار باد نام پدران و مادران‌مان كه با سعى جان‌كاه خود ، صفاى دانش‌پژوهى را در كام ما خوش‌گوارتر ساختند و در عالم پاينده باد فرياد بندگىمان به پيشگاه تمام آنان كه به ما حرفى آموختند و به اميد آمدن او كه همه حرف‌ها ، گفته و ناگفته ، نزد اوست . شايد او بود كه چون به ارادهء الهى و به عدالت مشرق و مغرب را به زير پرچم خود كشيد ، با ياران و مردمانش چنين گفت : « ما امروز صاحب اختيار كشورى بزرگ هستيم ، يك ايران نيك حاصلخيز . . . ، ولى من آشكارا مىبينم كه اگر زندگانى قرين بطالت و تجمّل پيشه سازيم ، همان زندگى مردم منحط كه از كار و كوشش عار دارند و بىنيازى از رنج و زحمت را سعادتى عظيم مىپندارند ، به زودى روزى خواهد رسيد كه قدر و ارزش خود را از دست خواهيم داد . آنگاه كه حيثيت و
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 15 | ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا ) / حسين رضائى زاده - طيبه طاهرى پناه