صدر الحكماء نائينى در جريان همهگيرى وباى سال 1322 هجرى قمرى اين حركت متوقف و حذف آموزش طب سنتى از آموزشهاى رسمى پزشكى دانشگاهى بوقوع پيوست 2 .
اگر چه بعدها مثلا در زمان رياست پروفسور اوبرلين ، گاهى آموزش طب سنتى البته به صورتى كاملا محدود و تقريبا اختيارى در دانشكدههاى پزشكى دانشگاه تهران اتّفاق مىافتاد امّا عملا جايگاهى براى ميراث پزشكى ايرانى در كنار هجوم دانش طب كلاسيك غربى وجود نداشت لذا دانشآموختگان طب جديد عملا با كاربرد طب سنتى بيگانه بودند .
اقداماتى كه تقريبا از اواخر دوره قاجار و بخصوص در زمان استقرار حكومت پهلوى صورت گرفت طب سنتى را به انزوا كشيد و از عرصه قانونى و رسمى طبابت حذف كرد تا جايى كه به جز تعداد انگشتشمارى از پزشكان كه با سابقه علمى و آگاهىهاى شخصى از ميراث طب ايرانى همزمان با كاربرد طب كلاسيك غربى بهره مىگرفتند ، عملا استفاده از طب سنتى به درمانهاى خانگى يا توسط حكيمان و عطّاران فاقد تحصيلات رسمى منحصر گرديد . از همان آغاز ورود و رسميت يافتن طب غربى ، مقاومتهايى توسط برخى از حكيمان در برابر حذف طب سنتى صورت مىگرفت امّا با توضيحاتى كه داده شد ، اين مقاومتها هم به لحاظ نوآورىهاى خيرهكننده طب جديد ، عدم تبحّر مدافعين طب سنتى در علوم روز و جايگاه قانونى و حكومتى طب جديد تقريبا اثرى نداشت .
يكى از نوادر زمان كه هم در زمينه طب سنتى صاحبنظر بود و هم در زمينه طب غربى تحصيلات رسمى داشت و به دفاع از جايگاه ميراث پزشكى قرون و اعصار ايران در برابر تهاجم يكسونگر طب كلاسيك و طرفداران بىچون و چراى آن و مخالفين غربزدهء دانش بومى برخاست ، مرحوم اعتماد الاطباء حاج ميرزا حسين بن مرتضى قلى همدانى سلطانى ( مشتهر به سلطان الاطباء ) بود . وى كه در سال 1284 هجرى قمرى در همدان و در
برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 12
مساهمون: ميرزا حسين همدانى ( اعتماد الاطبا )
ص١٢