ذكر پوست گنهگنه را در اعداد عشبه مغربى و تنزوى خطائى و چوب چينى آرد و دستورى براى استعمال چوب چينى و پوست گنهگنه در طب بيان مىنمايد و مزاجش را حار و يابس در اول گفته و قدر شربتش يك مثقال و از خواص او تقويت قلب و قواى حياتيّه و رفع نوائب مزمنه گفته و از تقريرات او مستفاد مىشود كه متجاوز از صد [ سال ] قبل از او پوست گنهگنه در ايران بوده زيراكه گويد يكى از اطبّاى عثمانى از انگريزى « 1 » ترجمه به تركى نموده اين دواهاى جديد را كه از امريكا و غيره آوردهاند و من از تركى به عربى ترجمه نمودم تا اطبّاى اساتيد نيز از او منتفع گردند . ترجمه او قريب بيست دوا تعداد نمايد كه كلّ جديدند و قدماء از او ذكرى ننمودهاند . بعضى در هشتصد و هفصد « 2 » هجرى گويد ولى پوست گنهگنه را توقيت ننموده . چيزى كه نزد او محقق است اينكه عشبه مغربيّه از امريكاست و گويد جهت رفع نوبه يك هفته هر صبح مطبوخ پوست گنهگنه با دواهاى ديگر مثل خلال نارنج براى اسهال كه بىتب بود حسب اقتضاى مزاج و تعيين طبيب معالج بايد آشاميد .
مطبوخ بزورى
* مطبوخ به زور بعد از مسهل سناء
* خارخسك : 2
* تخم كاسنى : 2
* تخم كشوث : 1
* كاكنج : 2
* گز خونسار : 5
* مطبوخ به زور بعد از روغن كرچك
* انيسون : 2
* رازيانه : 2
* تخم كاسنى : 2
* خارخسك : 2
* نبات : 5
و گاه شود كه بعوض شيره خنك شربتى داده شود با عرقها يا به زور مثل قدومه شيرازى كه تودرى سرخ بود يا بهدانه يا فرنجمشك و گاه با شير الاغ يا شير شتر داده مىشود در استسقاء زقى يا بعد از
هامش
( 1 ) . منسوب به انگريز ، انگليسى
( 2 ) . هفتصد