تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
بوده [ زيرا مردم مىگويند ] قضاء وطر « 1 » گشته و رفع حاجت شده ، ديگر چرا دوا خوريم ؟

مطبوخات مدّره

* شيرهء خنك بعد از فلوس در محرقه و مطبقه

* خارخسك : 2 * تخم خرفه : 2 * تخم كاسنى : 2 * كاكنج : ( د ك 2 / خ ) 2 * تخم خيارين : 2 * گز خونسار : 5 كاكنج ، تخم كاسنى و خارخسك را در آب : 4 ن ، جوشانيده هنگام صاف نمودن قدرى از آب جوش را روى سه ديگر ريخته ، بعد از آنكه تخم‌ها را كوبيده در ظرفى جداگانه نهاده ، مطبوخ را خوب ماليده صاف نموده ، تفاله‌ها را طرح نموده « 2 » ، اول تخم‌ها را شيره كشيده بعد گز را ؛ نيم گرم بنوشد .

* شيره خنك بعد از فلوس در امراض صدريه

* پرسياوشان : 1 * به‌دانه : ( د ر 2 ) 4 * سپستان : ( ر 1 ) 10 دانه * تخم كدو ( د 2 ر 1 ) « 3 » * تخم خيارين : 2 * گز خونسار : 5 بدستور طبخ داده بنوشد .

* شيره خنك در نوائب مركبه

* پوست بيد : 2 * ريشه كاسنى : 2 * پوست گنه‌گنه : 1 * خارخسك : 2 * نبات : 4

قدمت پوست گنه‌گنه

و پوست گنه‌گنه را توان بالنّسبه در ادويه عتيق شمرد چون مير محمد حسين علوى كه از اطبّاى بعد از صفويّه بوده ، قرابادين مجمع الجوامع را در تاريخ يك هزار و صد و هشتاد و پنج تأليف نموده ،
هامش
( 1 ) . حاجت ، نياز ؛ قضاء وطر يعنى رفع حاجت و كاميابى . اين اصطلاح از آيهء 37 از سورهء مبارك احزاب اخذ شده است . ( 2 ) . جدا كردن ، دور ريختن ( 3 ) . وزن ذكر نشده است .