العجوز « 1 » ( يا عجز ) مكرّر اسباب استرخاء و فلج و نوبههاى رديّه مزمنه كه فعلا معروف به مالاريا شده [ مىشود ] و حال آنكه اين دستور كلّى نبوده براى تمام اشخاص از صغير و كبير حتّى طفل ششماهه . هيچ طبيب عالم فرزانه و پزشك فيلسوف زمانه توقيت « 2 » نفرموده و آنچه فرمودهاند در اشخاص صفراوى حارّ المزاج يا دموى آن هم به دستور طبيب حاذق مسبوق به خصوصيّات شخصيه مىباشد . بل ديدهام فصد قبل از نوروز شب يا صبح ، بعد متوفّى شده . خصوص بعض از جهّال حريص به كثرت اخراج خون [ كه ] فصّاد مانع از كثرت آمدن خون شده ، [ خود شخص به ] خانه آمده ، رگ را باز نموده ، خون آمده تا ضعف كرده ، مبتلا به حمله و ضعف مزاج خود را ما دام العمر نموده [ است ] .
دستور چهارم در مدرّات
عموما ادويه مدرّه مستعملند :
* اولا در امراض كبد و كليه و مثانه
* و ثانيا در استسقاء ، خواه زقّى باشد يا طبلى يا لحمى كه تهبّج و نفخ بعض اعضاء را توان ملحق به آنها داشت .
* و نيز محلّل اورام اعم از ظاهر و باطن مىباشند .
و منقسم گشته اين ادويه به :
* بارده مانند شاهتره و بنفشه و خانق النّمر كه فعلا اوااورسى « * » گويند و به زور غالب بقولات و فواكهء بارده مدرّ مىباشند .
* و حارّه مثل سقّز و بلسانات و انيسون و افسنتين و اشنان و ملحش شخار « 3 » كه قلياب و قلى نامند و شوره كه مصفّاى او را به قلمى نسبت داده شوره قلمى گويند .
تعداد مدرّات
و چون خود آب گرم ، مادّه قندى بل هر شيرين و حلوى مدر است بهتر آنكه
هامش
( 1 ) . سرماى پيرزن ؛ برد عجوز و آن هفت روز است اول آن مطابق است تقريبا با 25 يا 26 اسفندماه جلالى و پايان آن دوم فروردينماه است ( مرحوم علامه دهخدا ) .
( 2 ) . تعيين زمان
( * ) : مراجعه به ضميمه 1
( 3 ) . قليا كه از اشنان گيرند و در صابونپزى به كار برند .