سيلان دهد و بواسطه ازدياد حرارت ، بر او حجم مايع افزون گشته حسب اقتضاء هر يك از مواد ، آثارى آشكار گردد به هرجا كه ريزد ، مثلا :
* تحت جلد ، بثور و اورام و دمل و دبيله بل سونوخس [ ايجاد مىكند ] ،
* و اگر تحريك اغشيّه مخاطيّهء انف و لهات و لوزتين و حلق يا ورم در اينها و حنجره بل قصبه الرّيه و مرىّ « 1 » نموده ، خناق پديد آيد ،
* و در معده ، خلفه و ذرب و هيضه بل ورم و غيره ،
* و در روده ، مغص و زحير و قولنج و بواسير و غيره ،
* چنانچه به احشا ريزد اورام طحال و كبد و كليه ،
* و اغشيه قلبيّه امر اصعب و محظور اكثر .
لذا جهت تقدّم به حفظ گفتهاند پيشواز نمائيد بهار را به استفراغ ، حسب دستورالعمل طبيب حافظ صحّت شخصيّه كه مأنوس به مزاج [ باشد ] و اطّلاع بر سوابق حالات و لحوق « 2 » امراض داشته باشد و نيز توصيه نمودهاند اشخاص حارّ المزاج مستعد براى اورام ، در زمستان اغذيه حادّهء حارّهء غليظه را اجتناب از تكثير و مداومت بر آنها نمايند .
غلط فهميدن تقدمه الصحه
اين دو دستور فحول كمّلين « 3 » از اطبّا سبب شده كه دخومآبان « 4 » به ذهن عامه دادهاند [ كه ] شب چله زمستان بايد تبريد نموده [ و ] قبل از نوروز سلطانى خون گرفتن از وظائف حتميّه عموم است . اين تقليد احمقانهء على العمياء « 5 » كه شب اول چله زمستان بايد تبريد نمود ، اول هندوانه بعد مركبات سپس انار به افراط ؛ مكرر ديدهام اسباب نوبه و زكام و نزله گشته بلكه درد گلو و دل و قولنج و امتلاء و تخمه گرديده و فصد در برد
هامش
( 1 ) . هر دو تلفظ مرى و مرى صحيح است .
( 2 ) . پيوستگى و ارتباط
( 3 ) . مردمان عالم و دانا و فاضل و حكيم و معمّر .
( 4 ) . سادهدلان ، سادهانديشان .
( 5 ) . كوركورانه