وجوب تدارك استفراغات
از جمله امورى كه معالج را لازم و واجب است آنكه بعد از استفراغ وافى « 1 » به رعاف باشد يا فصد يا مقيئ يا مسهل ، شربا و حقنه ، بايد غذاى لطيف لذيذ جيد الجوهر صالح الكيلوس و الكيموس دهد مانند مزيّره جوجه خروس يا طيهو « 2 » و برّه نر دو ماهه ، اگر ممكن نشد نر كمتر از يك سال از گوسفند ؛ تا اينكه تدارك نمايد ضعف و انحرافى كه از مستفرغ حاصل گشته .
[ غذاى بيمار بايد ] قليل الفضول كثير الغذاء باشد . مع ذلك بايد از مقدار معتاد كمتر باشد تا كلّ « 3 » بر طبيعت نگشته ، اسباب فساد گردد يا ثقل و سدد احداث در مجارى متفتّحه « 4 » گشته و اسباب امتلاء شود و اين دستور بايد اقلا چند روز مراعات شود :
* روز : مسهل ؛ مزيّره كه نخودآب گويند ،
* شب : ترپلاو با تخممرغ يا محّ البيض نيمبرشت
* فردا : شوربا
* فردا شب : حسب دستور طبيب معالج ، خورش با چلاو داده شود كه بتدريج بر غذا افزايند كمّا و كيفا .
تقدمه الصّحهء « 5 » ربيع
. . . و رعايت اين مطلب عموميّت دارد در استفراغات ، خواه در امراض باشد يا تقدّم به حفظ در صحّت . مثل آنكه كسى هر بهار ، مبتلا به گلو درد يا خناق « 6 » مىگردد يا مرض ديگر ؛ طبيب حافظ الصحه چنانچه استنباط نمود اين حال بواسطه غلبه دم عارض مىگردد بايد دستور فصد دهد تا مبتلا به آن مرض نگردد و اگر بواسطه اخلاط غير دم است بايد دستور مستفرغ موادّ دهد از مشروب و غيره . چه كه محقق است ربيع بواسطه حرارت لطيفه كه دارد مواد جامده شتويّه « 7 » را
هامش
( 1 ) . كامل ، تمام
( 2 ) . طيهوج ، معرب تيهو مىباشد كه پرندهاى است شبيه به كبك ولى كوچكتر از آن .
( 3 ) . بار اضافه
( 4 ) . گشاد ، باز
( 5 ) . در اصل : تقدمة الصحة به مفهوم پيشبينى و تدارك وضعيت سلامتى است .
( 6 ) . در متن اصلى حناق آمده است .
( 7 ) . منسوب به شتاء : زمستانى