لهات و لوزتين و حلق بود مخملك تسميه نمايند بلكه اقسام جرب و سبوسه و داء الثعلب و داء السّمك و غيره و [ نيز مىتوان ] بثور و اورام و دبيله و دمل و خراج كه كفگيرك نامند در اين عنوان داخل نمود و اگر به افضيه « 1 » ريزد اسباب ورم احشاء و سكته و سرسام گردد كه خطير و مهلكند ؛ به خلاف انصباب به امعاء كه معتاد و معدّ « 2 » و مهيّاى از براى اين امر [ هستند و ] طبيعت او را ايجاد نموده و محظورى ندارد غالبا ، مگر سوء تدبير در امر غذا كه منجر به افراط در دفع گشته تا آنكه ذرب يا خلفه يا هيضه پديد آيد كه هر سه از امراض معدى مىباشد .
فرق ما بين هيضه و ذرب و خلفه
و فرق آنكه :
خلفه اختلاف حال معده بود در هضم و امساك و دفع ؛
و ذرب انطلاق بطن به نحو فساد على نسق واحد « 3 » بود با دوام و ازمان ؛
و هيضه فساد غذا بود در معده و ردائتش بالغ به سميّت گردد در طبيعت ، تحمّل ننموده متشمّر « 4 » به دفع گردد ، به عجله ، بعضى را به قى و بعضى را به اسهال .
و هيضهء ردى و با را ماند خصوص در اطفال كه به محض اهمال در علاج تلف گردند ( اين است كه فرانسوىها و با را كلرا نامند و هيضهء ردى را كلرين يعنى وباءك كه تصغير و با بود ) بدون ازمان .
چنانچه بواسطه غفلت در علاج ، مزمن شود ، در عنوان ذرب درآيد و حاصل فرق آنكه :
در هيضه فساد به درجه مسموميّت رسد و در تحت امراض اعصاب حياتيّه درآيد چنانچه گذشت و ذرب آنكه فاقد قى و سميّت بود و خلفه آنكه دفع براز مختلف شود ، گاه به قاعده صحّت و عادت بود و گاه روان و متغير اللون .
و از اينجا است كه بعضى گويند اختلاف ، اسهال متغيّر به وقت بود كه دورى و
هامش
( 1 ) . جمع فضا ، مكانهاى فراخ
( 2 ) . آماده
( 3 ) . نظم ، انتظام ، مشابهت قاعده
( 4 ) . آماده شدن براى انجام كارى