تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
شيوهء خود بر اغراق و گزاف‌گويى نهاده ، اندك سرماخوردگى را سل گويند و تهيّج يا وجع جزئى جنب و صدر را ورم ريه و كبد معرفى نمايند [ و ] چنانچه بهبودى حاصل شود به گفته او مجبور نمايد شخص را به اعلان در جرائد كه مبتلا بودم به ذات الريه يا ورم كبد ، فلانى مرا به اندك مدتى عود به صحت داده ، پاسش داريد و به غير او در اين‌گونه امراض صعبهء عيا « 1 » رجوع ننمائيد . مكرر ديده‌ام كه بازماندگان متوّفى ناسزا به معالج مىگفتند كه مريض را به وحشت انداخته ، زهره تركانده ، فجاءه نمود . الكلام يجرّ الكلام « 2 » ، بدين تطويل انجاميد . مقصود تربيت و تنبيه بر قبح اين اقوال پست‌فطرتانهء مغرضانه است و الا غرض اصلى آگاهى عموم است بر اينكه : علاج به مسهل جهت استفراغ مواد فضليّه بدنيّه بهترين طرق است . مع ذلك شخص نبايد براى اندك احساس به امتلاء يا يبوست ، استعمال مطبوخات يا حبوبات و اقراص مسهله نمايد و همچنين طبيب را شايسته آنكه طبيعت را معتاد به كسالت ننمايد « 3 » كه هر انحراف جزئى مزاج را دوا دهد تا اينكه [ طبيعت ] قيام به دفع ننمايد مگر به استعمال دوا [ و ] تا [ اين كه ] انحراف جزئى استيلا يافته مرض گردد هنگام غفلت از استعمال دوا كه به وخامت انجامد .

وصيّت بقراط

. . . بلى اگر ملزم شد در انحرافات دستور دهد بايد به وصاياى ابقراط عمل نمايد كه فرموده : تواناترين پزشك آنكه انحرافات عارضه را به اغذيه رفع نمايد ، اگر نشد به اغذيهء دوائيه و الا ادويهء خفيفه . و هنگامى كه ممكن است به اسهل رفع انحراف شود رجوع به اصعب ننمايد ، جهت آنكه ادويه قويّه منافاتش با طبيعت افزونست به كثير از ادويه ضعيفه و همچنين است ذوى الخاصيه . پس بنا بر رعايت كمال دقت و احتياط در حفظ نفوس عموما و عودشان به صّحت كه از وظائف حتميّه طبيب است ، ناچار
هامش
( 1 ) . داء عياء : بيمارى صعب العلاج ( 2 ) . ضرب المثل : حرف ، حرف مىآورد . ( 3 ) . در متن اصلى نمايد آمده كه با مفهوم جمله همخوانى ندارد .