تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان رسا ( مقامع رشيق لمنكري طب العتيق ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
قسم گردد : صاعد كه از قوق « 1 » اعور « 2 » كه در خاصرهء ايمن « 3 » است ، بلند شود به طول بدن تا قريب به كبد ؛ سطحى گردد به عرض بدن در تحت معده سپس نازل به سمت ايسر « 4 » گشته تا وصل به مستقيم گردد .

حقن مليّنه

حقن ليّنه گاه شود كه مسهل مشروب تأخير در عمل نمايد [ و ] محتاج به مدد گردد .

* در غير حمّيات :

* آب صابون و آب نمك طعام يك درصد ، هريك پنج استكان نيم گرم حقنه نمايند .

* و در حمّيات :

* گل بنفشه : 3 * يا تاجريزى : 3 ، مفردا او معا ، * در آب : 24 ن ، طبخ نموده تا نصف ماند . * شكر سرخ : 5 * روغن بادام : 1 ؛ يك آب اماله نمايند .

دستور سيّم در مسهلات

و اينكه جالب موادّ را به امعاء در حقن و رانندهء فضلات را بدان صوب « 5 » ، مسهل ناميده‌اند جهت آن [ است ] كه استفراغ اخلاط رانده از اين طريق [ و ] مزاحمت بر طبيعت مدبّره بدنيّه كمتر و غائله و خطر در او اقلّ [ است ] . بلكه معين بر انهاض « 6 » قوا و خفّت اعضا و ارواح و تفريح كلّ مىباشد .

علت ترجيح مسهلات

اما طرق ديگر از قبيل قى و ادرار و عرق و انصباب « 7 » مواد در تحت جلد ، اسباب اضرار به اعضاء رئيسه يا شريفه و حدوث امراض جلديه گردد . از قبيل سونوخوس « 8 » كه گاه شبيه به جدرى و حصبه بروز نمايد كه آبله و سرخجه نامند و خود اينها و حميقاء كه آبله‌مرغان خوانند و شرى كه خفيفش را اير و سنگينش را كه با اورام
هامش
( 1 ) . ظاهرا معرب گوك به معنى مغاك ، گودال ، زاويه و گوشه است . ( 2 ) . يك چشم ؛ روده كور ( 3 ) . طرف راست ( 4 ) . سمت چپ ( 5 ) . طرف ، جانب ، سمت ، ناحيه ( 6 ) . برانگيختن ؛ در متن اصلى آنهاض آمده كه صحيح به نظر نمىرسد . ( 7 ) . در متن اصلى انصاب آمده كه با توجه به مفهوم جمله و تداول اصطلاح « انصباب مواد » ، صحيح به نظر نمىرسد . ( 8 ) . يكى از انواع حمّيات