نكس نموده و لهذا اندك برودتى در بدن پديد ايد پس در حقيقت فقط جهاز عصبانى بخواب رود و چنان كه مشاهده مىشود تقريبا سقوط كلّ اعمال عصبانيّه شود لفظ تقريب را هم براى ان كفتم كه در خواب بسيار سنكين باز عقيده مبهمى از وجود باقيست بعلاوه اثر رؤيا هم امكان بقاء خيال را در ضمن خواب كه از اعمال عصبانى است مىرساند پس در تمام اعمال اعصاب اراده از همه سكونش كاملتر و در خواب راحت ممكن است بكلّى معدوم شود خلاصه معلوم شد كه از تمام اجزاء بدن جهاز عصبانى و در ان جهاز سكون دماغ تنها نوم را تشكيل نمايد
چون سلامتى اعصاب و مخصوصا دماغ ازاينقرار متعلّق بنوم شد پس ضرورت مطلقهء خواب هم بر ما معلوم كرديد و بوساطت اختلالى كه از بيخوابى متمادى نتيجه مىشود مانند اوجاع عصبانى و تشنّجات و خبط دماغ و جنون و تمام امراضى كه نتيجهء تعب دماغ و زير بار ماندن ان مىباشد وجود خواب را بسيار لازم و واجب شمرند
پس هرچه خواب را مغشوش كند بلاواسطه در اعتدال اعصاب اثر كرده و بدين واسطه سلامتى كلّ بدن را كاملا فاسد نمايد
بعد از سلسله عصبانى عضلات بهتر و بيشتر از تمام اجزاى بدن بخواب روند و جز عضلات اعمال تنفّس و دوران و هضم همكى در حين نوم سكون تامّه پيدا كنند
حفظ صحت ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: ميرزا علي خان ناصر الحكماء
ص١٧٠