امّا رقص و اسكريم و سوارى چون امتياز چندانى ندارند از انها صرفنظر كنيم و مشى و دو و سباحت نيز چنان كه ذكر شد هيچيك براى اطمينان توافق و تكميل نموّ كلّ بدن كفايت نكنند زيرا كه هركدام فقط دستهء مخصوصى از عضلات را به حركت دراورند و تقويت كنند و ما بقى را بضعف خود باقى كذارند و چنين اشخاص حكم زارعى دارند كه مزارع عديده داشته و يكى را بيش زرع ننمايد و ما بقى را لميزرع و به حال خود كذارد
پس در ورزشهاى مذكوره عضلات بازو و سينه و شكم و پشت كه كمال اهميّت را در اعمال عمدهء بدن دارند ابدا به حركت و عمل درنيايند لهذا عمل تنفّس و قلب و تكلّم و اواز و فرياد كه نتيجهء عمل عضلات بازو و شانه مىباشند بضعف خود باقى ماند و عضلات شكم كه حامل و ضاغط احشاء بطنيّه است ناقص كردد و بدين واسطه احشاء هضم كه به سهولت اتّساعپذير و در حركات شديده تغيير پيدا مىكنند بىپشتيبان مانند و علىهذا فتق كثير الوقوع شود و عضلات پشت و كمر هم چون عمل نمىكنند نتيجهء قوّت انها كه راست نمودن قامت و عدل نكاه داشتن ستون فقراتست اعمّ از آنكه براى حمل بار يا جهت مقاومت نمودن با وزن احشاء بطن باشد از دست برود و وضع قيام تمام و تعديل متوافق مشى و رفتار منتفى كردد و ازاينرو معلوم مىشود كه ورزشهاى مزبوره غير كافى
حفظ صحت ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: ميرزا علي خان ناصر الحكماء
ص١٠٣