و قوى المزاج اگر حاجت قوى پيش آيد فصد ايشان جائز باشد امّا فصدى كه براى امالهء نزف الدم كنند آنچنانست كه اسهال را باسهال و قى را بقى قطع كنند و همچنين اخراج خون را باخراج خون قطع مىكنند و نزف الدم كه از رعاف يا رحم يا مقعد يا صدر باشد علاجش فصدست جهت جذب و امالهء خون بسوى مخالف و مقصود اينجا اماله مىباشد نه تنقيه و اگر فصد يك بار موثر نيفتد روز دوم باز فصد كنند اما هر بار كه تكرار عمل كنند در هر مرتبه خون كمتر از اول مىگرفته باشند تا آنكه نزف موقوف شود و اگر نزف قوى باشد خون يك مرتبه اينقدر گيرند كه غشى لاحق شود چه غشى بنا بر تبريد مزاج خون را غليظ مىسازد و بالضرور نزف موقوف مىشود و خاصهء غشىست كه خون را به باطن متوجه مىسازد و نزف موقوف مىشود بعد فصد مراعات امور ضرورى كسى كه فصد او كرده باشند بايد كه بعد فصد خواب بدير كند و اقل فاصله ميان فصد و خواب يك پاسست و بهترست تا دو پاس زيرا كه زود خواب كردن شكستگى اعضا پيدا مىكند و بعد فصد اجتناب از تعب و رياضت واجبست زيرا كه فصد اخلاط را به ثوران مىآرد و رياضت و تعب هم محدث ثوران اخلاطست دوم آنكه اخلاط بعد فصد به حركت مىآيند و بدن را گرم مىكنند و رياضت نيز مسخن بدنست پس خوف حدوث حمىست سوم آنكه تحليل لازم حركتست و هرگاه حركت باستفراغ جمع شود لامحاله ضعف شديد طارى خواهد شد و بعد فصد از استحمام محلل احتراز دارند و وجهش همانست كه در رياضت مذكور شد امّا اگر استحمام به جهت ترطيب بدن كنند منع نيست و منع تا همان وقتست كه جراحت نشتر ملتحم نشده باشد و بعد التحام استحمام نفع تمام دارد و بنا بر تحليل فضول كه بسوى جلد مندفع شده باشد بسبب حركت اخلاط در فصد و بعد فصد اگر عضو مقصود ورم كند و ماده منصبه سليم بود و هنوز در انصباب باشد بايد كه از طرف مقابل رگ زنند تا ماده منصبه بدان جانب منصرف شود و اگر ماده غير سليم باشد اعنى مادهء روى پس واجب آنست كه همان رگ سابق بكشايند اگر ممكن باشد و الا رگ ديگر از همان دست مفصود متورم بكشايند خواه ماده در انصباب باشد يا از انصباب ايستاده زيرا كه انصراف اينچنين ماده موذى از عضو متورم و بجانب ديگر كشيدن موجب فساد و هلاكتست و عند
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: واجد على خان
ص١٤٦