تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
متصورست و اگر بنا بر ظهور امتلاى عروق خواهند كه فصد كنند اول تفحص آن كنند كه امتلا از خون‌ست يا از خلط خام بلغمى اگر از اخلاط خام باشد و فصد كنند ضرر تمام دهد بلكه هلاك كند درين حالت تا كه ماده نضج نيابد و پخته نشود و تحريك بفصد نكنند بخلاف امتلاى دموى كه محتاج نضج نيست و به مجرد ظهور آثارش فصد رواست و فصد در مطبقه و سونوخس رواست امّا اگر قاروره رقيق يا نارى باشد و سخنه هم از ابتداى مرض در كاهش بود زنهار فصد نبايد كرد زيرا كه رقت بول دليل قلّت خون‌ست و كاهش بدن و سخته نشان تحلل رطوبت و ضعف قوت‌ست و در چنين حال فصد روا نبود و در تپى كه لرزه شديد آيد فصد نبايد كرد زيرا كه لرزهء شديد دليل آنست كه عفونت در خلط باردست چون بلغم و سودا و در عفونت صفرا قشعريره مىباشد نه لرزهء شديد و در عفونت خون قشعريره هم نباشد الا بر سبيل ندرت و در لرزه شديد منع فصد از آنست كه كثرت تحليل لازمه ناقض‌ست و با وصف بسيارى تحليل فصد جائز نباشد هرگاه در تپ فصد واجب باشد و طبيب بر سر بيمار برسد و مانعى نبود بلا تمهل فصد بايد كرد اگرچه چهل روز بر تپ گذشته باشد و اين راى مختار جالينوس و شيخ الرئيس‌ست و اكثرى از مجربين بر همين عمل دارند امتناع فصد و در مزاج كسى كه بلغم غالب باشد يا مزاج شديد البرد بود يا بلد شديد البرد بود فصد جائز نيست و اگر فصد كنند برودت غالب شود و در بدن غائص گردد و بسبب نقصان حرارت كه لازمهء تنقيص خون‌ست ازينجاست كه در سرماى شديد از فصد نهى كرده‌اند و فصد به حالت درد شديد ممنوع‌ست زيرا كه وجع شديد خود شديدالتحليلست و درين حالت فصد موجب مزيد ضعف روح و قوت متصورست امّا هرجا كه خوف آن باشد كه وجع شديد بسبب جذب ماده موجب ورم خواهد شد در عضو شريف يا عضو رئيس يا در عضوى كه مجاور اعضاى شريف يا رئيس‌ست يا وجع بسبب ورم اعضاى باطنى باشد چنان كه در ذات الجنب و مانند آن درين حالت فصد جائز باشد و كسى را كه كم از چهارده سال باشد فصد روا نبود كه مانع نموّست و همچنين ممنوع‌ست در شيخوخيت كه درين عمر خون كمتر مىشود و ضعف قوىتر مىگردد اما بعضى از شيوخ باشند تن آبادان و پر گوشت