تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
دو امر يكى باشد يا از طعام انتباه « 1 » قوت جاذبه بود و يا كيفيت طعام بالفعل مضاد مزاج مبطل شهوت باشد و كسى بود كه معدهء او وقت تناول غذا درد كند و وقت استرخاى ؟ ؟ ؟ غذا درد ساكن گردد و آن صاحب سوداى مراقى و آفات عارضه بفم معده باشد

فساد الشهوة

كه نزد جمهور اطبا مسمىست بوحم بفتح واو و حاى مهمله و سكون ميم اما بعضى شهوت اطعمهء ردى الكيفية را وحم گويند و شهوت اشياى غير ماكوله چون گل و زگال و سفال و مانند آن را فساد شهوت خوانند كما صرح به السمرقندى و شارح الاسباب و بالجمله سبب اين علت اجتماع خلط روى در معده است كه در خمل معده به‌چسبد پس طبيعت مضاد آن آرزو كند و ازينجاست كه حدوث اين علت بزنان باردار خاصة حامله به دختر تا ماه سوم يا چهارم بنا بر كثرت احتباس فضول طمثى و قلت اغتذاى جنين بيشتر بود و بعضى گويند كه گاهى تكوين اين علت از جهت درخواست خلط ردى مشابه و مشاكل خود را مىباشد چنانچه ابو ماهر بر حكايت زنى مبتلاى دبيلهء معده استدلال نموده اما شيخ الرئيس گفته كه ميل طبيعت بسوى چيزى كه موافق مزاج غريب بود مما لا اصل له‌ست و صاحب اعجاز مسيحى نوشته كه فرق در هر دو وجه آنست كه آنجا كه طلب طبيعت ضد ماده و براى دفع وى باشد صحت با او محفوظ بود و آنجا كه طلب خلط مشاكل خود را بود صحت با او محفوظ نيست و ظهور ضعف و آفات ديگر شاهد باشد لاستيلاء المادة على الطبيعة

جوع كلبى

كه شهوت كلبيه نيز گويند زيادتى اشتهاى طعام از حد طبعى و حرص بر ماكولات چنانچه طبع كلاب بود مىباشد و صاحب علت از تناول اغذيهء كثيرهء متنوعه سير نشود و از غايت حرص بر كسانى كه شريك طعام او باشند مكالبه و ممارسه مىنمايد بنا برآن بجوع كلبى اشتهار يافته و حدوث اين مرض از سوء مزاج بارد مكثف غير مفرط كه بر فم معده افتد نه در جميع اجزاى آنچه مفرط و آنكه عام جميع اجزاى معده بود مؤدى با بطلان اشتها گردد و از سوء مزاج حار كه در معده و در جميع اندام بمنصهء ظهور رسد چه اگر مخصوص بمعده باشد باعث ضعف آرزوى طعام گردد و از كثرت انصباب سودا از سپرز بر فم معده و گزيدن آن را و از نزول خلط بلغمى از دماغ بفم معده و ترش گرديدن آن از حرارت ضعيفهء معده و گزيدن ويرا و از تولد ديدان كبار در معده و امعا دست دهد و كثرت نفخ و قلت عطش و بسيارى براز به شرط عدم حرارت اندامهاى ديگر و سائر علامات سوء مزاج بارد فم معده علامت نوع اول و استيلاى تشنگى و حرارت ملمس و آروغ دخانى و سائر امارات حرارت معده و بدن آثار نوع دوم و تشنگى كمتر و عروض آروغ ترش در خلو معده و شدت لذع و حرقت در فم معده به حدى كه بىخوردن چيزى تسكين نيابد و بسيارى
هامش
( 1 ) يعنى انتعاش قوت جاذبه براى جذب
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 91 | شمس الدين احمد