تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
و سياهى آن بالا كشيده بود بخلاف برسام كه در ان در ابتدا تپ و غشى و سوء تنفس پديد مىآيد و احوال چشم بسلامت مىباشد پس از ان ديگر اعراض كه مخصوص به سرسام‌ست روى مىنمايد و علامت خانقه آنست كه استنشاق هوا متعذر شود و مريض بر هيچ شكل نتواند خوابيد و چون سرفه آيد از شدت الم بيهوشى روى نمايد

ذات الصدر و ذات العرض

ورم در حجاب كه قاسم صدرست مىباشد پس اگر در حجابى كه موضوع برقص‌ست يعنى در جانب سر سينه بود ذات الصدر گويند و اگر در حجابى كه موضوع بر فقارست يعنى جانب مهرى ؟ ؟ ؟ بر پشت بود ذات العرض خوانند علامت ذات الصدر آنست كه عليل در درازى سينه از ثقبهء بخر تا فم معده درد احساس كند و بر نگريستن به زمين و خسپيدن بر سينه و برداشتن سر قادر نباشد و از خوابيدن بر پهلو و پشت آسايش يابد و علامت ذات العرض آنست كه مريض درد در ميان هر دو شانه دريابد و بر پشت خوابيدن نتواند و نگاه كردن به چپ و راست متعذر بود و هنگام سرفه قلق شديد روى نمايد و اسباب متكون اين هر دو مرض همانست كه در ذات الجنب مذكور شد

جمود الصدر

كه ويرا برد الصدر نيز گويند آنست كه بسبب رسيدن برودت بر سينه داخلى باشد چون شرب آب شديد البرد و استعمال ادويه يا اغذيهء بارده بافراط و امثال آن يا خارجى مانند مصادقت ثلج و ملاقات هواى بارد و غوطه زدن در آب كه بغايت سرد باشد و اشباه آن عضلات سينه و حجب ريه سرد و كثيف گردد و نوعى از تمدد در آنها بهم رسد و بدان سبب انبساط و انقباض صدر بر مجراى طبعى نماند پس هنگام تنفس ناچار بيمار بتمديد و استوارى قبه مضطر گردد و انتصاب النفس و حالتى شبيه بشرق « 1 » ويرا دست دهد و گاه باشد كه خوردن افيون و تذويب اسرب بتوليد اين علت گرايد چه افيون بنا بر شدت تبريد بتجميد حرارت غريزى و تطفيهء آن و اجماد رطوبات بدن و تغليظ آنها پردازد و ازينجاست كه بشرب آن برد و خدر اطراف و ضيق و صغر نفس و تشنج و كمودت اظفار و بستگى زبان و غير آن عارض گردد و رفته‌رفته كزاز خانق و نفس بارد روى نمايد و كار بيمار به هلاكت انجامد و كذلك دخان اسرب كه وقت تذويب آن حاصل شود مبرد قلب و مطفى حرارت غريزى و مجفف رطوبات و مكثف آلات تنفس‌ست و ضيق النفس و صغر آن احداث كند و باشد كه بخناق و منع تنفس هلاك كند

الصّرة الثامنة فى امراض القلب

-

خفقان

بفتح خاى معجمه و فا و قاف و الف و نون در لغت بمعنى تپاك و تپيدن دل آمده و علت مذكوره آنست كه حركت اختلاجى در قلب بسبب متاذى
هامش
( 1 ) شرق بفتح شين معجمه و سكون راى مهمله و قاف در لغت بمعنى در گلو ماندن چيزى آرد و در صناعت طب عبارت از نزول چيزى در حنجره و قصبهء ريه است كه سيال ؟ باشد چون آب و شراب و غير آن شرح حدود الامراض
خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 80 | شمس الدين احمد