خفت پديد آيد و آب دهان شيرين شود پس اگر قوت وى قوى باشد ماده را زود بپزد و ريم را بنفث يا به راه بول مندفع سازد و ريم هموار برآيد و اگر قوت ضعيف بود و بدان سبب در نضج توقفى رود زود پخته نشود و عفونت پذيرد و از وى اميد خلاص نباشد و هرگاه اين علت بسل بازگردد تازگى از رنگ و روى برود و پيوسته سر انگشتان گرم باشد و آثار سل پديد آيد و هرگاه مادهء ذات الريه بذات الجنب منتقل شود تنگى نفس كمتر گردد و پهلو خليدن گيرد
سل
بكسر سين مهمله و لام مشدده در لغت بمعنى هزال و لاغرى آمده و جمهور اطبا اين مرض را بقرحهء ريه تعبير كردهاند و قرشى از جهت لزوم حمى دقيه از امراض مركبه شمرده و گفته هو قرحة فى الرية مع الدق و شارح فصول بقراطى نوشته كه لفظ سل بطريق اشتراك لفظى بر تپ دق و دق الشيخوخت و قرحه شش اطلاق مىيابد و صاحب كامل مىگويد و هو قرحة فى الرية او الصدر و عامهء اطبا اطلاق لفظ سل بر مده كه در سينه و شش مجتمع شود مىكنند و بالجمله حدوث سل از ريزش نزلهء تيز بر شش و تقيح ذات الريه و ذات الجنب و ذات الصدر و ازمان تفرق اتصال ريه كه بسببى از اسباب درونى يا برونى « 1 » بهم رسيده باشد بظهور انجامد و علامت اين مرض لزوم تپ نرم و سرخى رخساره و گاهگاه عرق آمدن و در انتها موى ريختن و ناخنها بازگرديدن و در بعضى اشخاص پايها آماسيدن و ديگر آثار دق هويدا باشد و بسا بود كه در آخر سل خون صاف صرف با سرفه برآيد و بر تقدير تدارك آن باحتباس خون در شش و بر تقدير عدم التفات بدان بخروج آن كار بيمار به هلاكت گرايد و گاه باشد كه خلط غليظتر شود و از برآمدن بازايستد و طبيب غير ماهر به صحت عليل احتمال كند و حالآنكه حالت مسطوره افزون از چهار روز مهلت ندهد و كسانى باشند كه پيوسته رطوبتهاى لزجه از دماغ ايشان بجانب شش فرود آيد و گذرهاى دمزدن ممتلى شود و بنا بر لزوم سرفهء صعب و ضيق النفس و ضعف قوت و لاغرى بدن حال اينان به حال مسلولان ماند و حالت مذكوره اگرچه فى الحقيقة ربوست اما مجازا ويرا سل و صاحب علّت را مسلول گويند و اين قسم بىتپ بود و بجز رطوبت خام چيزى بنفث برنمىآيد و فرق در مدّه و رطوبت لزج خام آنست كه مده بوى بد دهد خاصه اگر بسوزند و چون در آب اندازند پس از يك ساعت يا كم زياده راسب و تهنشين گردد و گاهى خون و احيانا خشك ريشه و حلقهاى قصبه و تارهاى عروق همراه مدّه برآيد و نيز مده خالى از استداره نباشد
ذات الجنب
نزد شيخ الرئيس و قرشى و اتباع ايشان و اكثر اطبا ورم حارست كه در عضلات باطنه يا در غشاى مستبطن اضلاع صدر يا در حجاب حاجز حادث شود و اين را ذات الجنب خالص گويند و اگر در غشاى مجلل اضلاع يا در عضلهاى خارج
هامش
( 1 ) درونى چون سعال شديد و مانند آن و برونى چون ضربه و سقطه و صدمه طب اكبر