تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
ورم واقع شود ذات الجنب غير خالص نامند و اگر ورم در حجاب كه بالاى اضلاع خلف زير حجاب حاجزست واقع شود شوصه اطلاق كنند و ورم حجاب حائل را كه فىمابين كبد و معده است و به حجاب حاجز مشهور مبافرغما ؟ ؟ ؟ عند الجمهور و هم بغشائى كه از داخل قحف پيوسته و بتازى ام جافى و بيونانى مانيخس گويند اتصال دارد برسام نام نهند و صاحب ذخيره ورم غشائى را كه بدان اندرون سينه پوشيده و سينه را همچو بطانه است برسام گويد و قسميست از ذات الجنب خالص كه شامل شقين بود و همگى حجاب حاجز و غشاى مستبطن اضلاع سينه در ان بتورم گرايد و آن را خانقه نامند و بالجمله مادهء اين مرض در اكثر صفراى خالص يا خون صفراوى بود و كمتر باشد كه بلغم شور عفن شود يا سودا گرم گردد و محدث اين مرض شود و خون خالص غليظ و بلغم و سودا كذلك « 1 » محدث اين علت نمىتوانند شد اما ذات الجنب غير خالص عضلى « 2 » از خون صرف متكون شدن مىتواند و همچنين از خون بلغمى و سوداوى حدوث وى ممكن‌ست و علامت ذات الجنب خالص كه از خون افتد احساس گرانى و تمدد تحت الاضلاع و سرخى روى و عظم نبض مائل بمنشاريت و ضيق النفس بشدت و حمرت نفث باشد و علامت ذات الجنب خالص صفراوى لزوم تپ تيز و وجع ناخس بشدت و سرعت و تواتر نبض و صفرت نفث و حرقت آن بود و صاحب مختار و صاحب اعجاز نوشته كه در ذات الجنب دموى و صفراوى در ابتدا سرفهء خشك باشد و در آخر چيزى برآيد و علامت ذات الجنب بلغمى وجع ثقيل و خفت حمى و قلت نخس و بياض نفث اما در ابتدا اندكى مائل بحمرت باشد و علامت ذات الجنب سوداوى نخس و لذع و خشكى دهان و تپ قوى و خشونت و سياهى زبان ؟ ؟ ؟ و تعسر « 3 » تاخر و سواد نفث هويدا بود و نشان ذات الجنب غير خالص آنست كه نخس و منشاريت نبض نسبت بذات الجنب خالص كمتر باشد و بىنفث بود و ضيق النفس بيشتر ظهور يابد و هنگام كثرت ماده بلمس آيد و گاه باشد كه بسوى خارج منفجر شود و آثار شوصه آنست كه مريض حركت نتواند كرد و بر هيچ شكل نتواند خسپيد و امارات برسام آنست كه در عقل زوال افتد و سعال مفرط باشد بدون نفث و تب بشدت باشد و وسواس بسيار بود و سراشيف گرم نمايد و بجانب راست وجع ناخس رنج دهد و اگر قذف و تهوع افتد از شدت وجع غشى عارض گردد و وسواس گاهى كم و گاهى افزون بود و تشنگى غالب باشد و فرق در سرسام و برسام آنست كه در سرسام نخستين اختلاط عقل پديد آيد بعده عوارضات ديگر چون قلق و عطش و امثال آنها به تبع وى رو نمايد و در ابتدا نفس مانا به نفس طبعى و چشم سرخ و رگهاى او ممتلى ؟ ؟ ؟
هامش
( 1 ) يعنى بلغم خالص غليظه و سوداى خالص غليظ ( 2 ) عبارتست از ورم عضلهاى ما بين قبرغه ؟ ؟ ؟ ( 3 ) يعنى نفث بعسرت برآيد و ديرتر ظاهر شود